تبليغاتX
انجمن دانشجویان و دانش آموختگان بجستان
  صفحه نخست ::  آرشیو مطالب ::  گروه اینترنتی  ::  تماس با ما
 درباره وبلاگ

این وبلاگ به قصد فعالیت فرهنگی، اجتماعی و علمی بر محور بجستان و روستاهای آن تشکیل شده است. نویسندگان آن قصد ورود به مسائل سیاسی و جناحی ندارند و از همه نظرهای سازنده برای آبادانی بجستان استقبال می کنند.این انجمن متعلق به همه دانشجویان و دانش آموختگان بجستان است و همه این دوستان عضو این انجمن هستند این انجمن آمادگی خود را برای هر گونه کمک به ادارات و نهادهای بجستان در راه اعتلای زادبوم عزیزمان اعلام می دارد.
قلب هر بجستانی که برای بجستان نمی تپد، نتپد.

بانک اطلاعات
خبرنامه

نام:    
ایمیل:




نوشته های پیشین
نویسندگان
پیوندها
Powered By
BLOGFA.COM



  بجستان و میترائیسم

بجستان و میترائیسم

مرحوم ملک الشعراء بهار در کتاب تاریخ تطور نثر فارسی یا سبک شناسی در یک مثال می گوید که تولد مهر(میترا= mithra) در بجستان بوده است. متأسفانه بهار به طور دقیق منبع خود را ذکر نمی کند و نگارنده هم هر جا که جستجو کرد نتوانست منبع دقیقی برای آن پیدا کند اما درباره دین میترایی منبع زیاد است و دوستان می توانند در سایت  googleفارسی مقاله های متعددی درباره میترائیسم پیدا کنند برای آشنایی دوستان تنها مختصری درباره آئین مهر پرستی عرض می کنم دین مهر پرستی از دین های باستانی آریایی هاست که قدمت آن را به پیش از دین زرتشتی می برند. نخستین آریایی هایی که 3500 سال قبل از میلاد مسیح به ایران آمدند دین با الهه میترا آشنایی داشتند و در کتیبه های شاهان هخامنشی و اشکانی و ساسانی از میترا به عنوان یکی از خدایان در کنار اهورا مزدا و آناهیتا یاد شده است. دین میترائیسم در دوره اشکانی در برخورد سربازان ایرانی با سربازان رومی به اروپا منتقل شد و تا انگلستان پیروان بسیاری یافت. رواج آن در اروپا هم زمان با رواج مسیحیت بود و این دو دین با هم رقابت می کردند. تا این که امپراطور مسیحی روم دستور توقف فعالیت ادیان دیگر را صادر کرد و میترائیسم رو به زوال گذاشت. در جایی که محل عبادت مهرپرستان(مهرابه) بود کلیسا برپا کردند و اکنون هم بقایای مهرابه ها در زیر کلیساهای بزرگ در تمامی اروپا وجود دارد.

 مهرپرستان خورشید و آتش را مقدس می دانستند و در غارها یا گودال های زیر زمین به عبادت می پرداختند. برای عیادت گاو قربانی می کردند و قبل از عبادت خودشان را با آب می شستند. نمادشان شیر و گاو و خورشید بود. به خصوص شیری که در گردن گاوی دندان فرو برده که در تالار خشایارشا در تخت جمشید دیده می شود. ادامه رسوم ان ها در ورزش باستانی ایران باقی مانده است. ساختار زورخانه و رسوم آن زنده ترین نماد میترائی است.

میترا در شب یلدا درغاری از دل سنگ متولد شد و در هنگام تولد کره ای داشت که نماد جهان بود.

حال با این تفاصیل استاد بهار تولد میترا را در بجستان دانسته است. یعنی در بجستان حدود 5500 سال پیش کسی زاده شده که آریایی ها قبل از آمدن به ایران در سرزمین اولیه شان(احتمالاً حدود خوارزم) با دین و اندیشه هایش آشنا بوده اند و حتی پیرو دینش بوده اند که من با همه تعصبم بعید می دانم. یا این که این بجستان با بجستانی که ما می شناسیم تفاوت دارد. که این مورد هم تا کنون مشاهده نشده است. با توجه به این که غاری معروف یا آتش کده ای یا بنای زیر زمینی معروفی هم در این منطقه نداریم که جنبه عبادتگاهی داشته باشد

 از دوستان می خواهم که اگر در این باره مطلبی دارند برای ادامه بحث بنویسند

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آذر 1385ساعت 14:58  توسط بجستانی  |
  انتخابات شورای اسلامی شهر بجستان
چند روز دیگر مردم شهرها و روستاهای این مرز و بوم دست به انتخاب نمایندگان خود در شوراهای شهر و یا روستای خود، در جهت ساماندهی و برنامه ریزی جهت رفع مشکلات شهر و روستای خود خواهند زد. مردم شهر ما بجستان نیز پا به پای دیگر هموطنان خود پای صندوق های رای خواهند رفت تا انشاءا... افرادی توانمند و تلاشگر برای این مهم انتخاب نمایند. هر چند که یکی از بهترین و توانمندترین نیروهای شهر مان که اتفاقا با اصرار دوستان و همشهریان کاندید شده بود از حضور در صحنه رقابت به دلایل غیر قابل قبولی محروم شده و نمیتوانیم تاسف خود را در این خصوص ابراز ننماییم اما باید بنا را بر ترقیب هر چه بیشتر همشهریان به شرکت در انتخابات گذاشته و از هر گونه کمک و یاری به دوستانی که انتخاب خواهند شد دریغ نورزیم.
انتخابات شوراها مصداق بارز مردم سالاری دینی است و شرکت در آن حقی است که شهروندان با کمترین هزینه آن را بدست می آورند لذا فرصت را باید غنیمت شمرد و درجهت تعیین سرنوشت خود گامی هرچند کوچک برداشت. مبادا که از کنار این فرصت و این حق تعیین سر نوشت بی تفاوت بگذریم. کمترین سود شرکت در این انتخابات این است که میتوانیم افرادی را که بهتر، لایقتر و توانمند تر تشخیص میدهیم برای هدایت امور شهر انتخاب کنیم.
از دانشجویان و فارغ التحصیلان بجستانی انتظار میرود در راهنمایی و آگاهی بخشی به هر آنکه به او دسترسی دارند در توجیه اولا اهمیت شرکت در انتخابات و ثانیا انتخاب افراد لایق و توانمند دریغ ننمایند. باشد تا شاهد انتخاب شورایی قدرتمند، آگاه، اهل برنامه و فکر بدور از گرایشات سیاسی و خصوصا گرایشات پوسیده و قدیمی محلی باشیم تا نه تنها محله ما بلکه شهر ما شاهد آبادانی و توسعه همه جانبه باشد.
توضیح: مطلب فوق رو یکی از دوستان برام فرستاده بود که تو وبلاگ بنویسم.
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آذر 1385ساعت 13:14  توسط محمد نظرنژاد  |
  به بهانه 16 آذر
اول از همه 16 آذر، روز دانشجو رو به همه دانشجوها به خصوص دانشجوهای بجستانی تبریک می گم. از این که این مطلب رو اینقدر دیر می نویسم تعجب نکنید. چون متاسفانه به صورت اتفاقی (شاید هم غیر اتفاقی!!!) اینترنت دانشکده از بعداز ظهر روز چهارشنبه( 15 آذر) قطع شد (یه جورایی بایکوت خبری شدیم!!!). خب بگذریم ...
تا الان که حدود ۲۸ روز از راه اندازی وب لاگ و گروه اینترنتی گذشته متاسفانه اصلا آمار خوبی نداریم. اگه به اون شمارنده گوشه صفحه نگاه کنید متوجه خواهید شد(الان که دارم اینو می نویسم ۱۲۴بازدید). شاید بیشتر از نصف این بازدید ها هم مربوط به خود من باشه. تعداد کل اعضای گروه هم فعلا ۴ تاست. نمی دونم، شاید بیشتر بچه ها از راه اندازی وبلاگ خبر ندارن یا شاید هم مثل این چند روز ما به اینترنت دسترسی ندارن! به همین خاطر از همه کسانی که این مطلب رو می خونن عاجزانه خواهش می کنم که آدرس وبلاگ رو برای بقیه هم بفرستن. متاسفانه من آدرس ایمیل همه رو ندارم. راستی عضویت در گروه هم یادتون نره. اینم آدرس گروه:

http://groups.yahoo.com/group/bajestan_sga/

از آقای دکتر عبداللهیان هم خیلی خیلی تشکر می کنم که با مطالب خوبشون یه رونقی به این وبلاگ دادن. از بقیه دوستان (به خصوص دبیران فعلی انجمن) هم که تمایل دارن در وبلاگ خودشون مطلب بنویسن دوباره خواهش می کنم یه ایمیل به من یا آقای عبداللهیان بفرستن تا user و password براشون فرستاده بشه.
قول داده بودم که عکس های اولین جلسه انجمن (که امیدوارم آخریش نباشه) رو تو وبلاگ بذارم. عکسها رو در ادامه مطلب می تونین ببینین: 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آذر 1385ساعت 11:52  توسط محمد نظرنژاد  |
  تاریخچه انجمن ها و تشکل های دانشجویان بجستان

قسمت اول

الان که به گذشته می نگرم می بینم در این حدود بیست سال که جزء دانشجویان و فارغ التحصیلان بجستانی به شمار می روم یکی از دغدغه های همه دانشجویان و فارغ التحصیلان بجستان از وقتی که به خاطر دارم تشکیل جلسات بحث و بررسی برای حل مشکلات شهرمان بوده است. ظاهراً هر کسی که از بجستان برای تحصیل یا کار بیرون می زند همیشه دغدغه پشت سری ها یابازگشت به زادو بوم را دارد. به نتیجه بدست آمده کاری ندارم ولی این مسئله چیزی مقدس است. این که انسان هنوز دلش برای قطعه خاک کوچکی بتپد که پدر یا مادر پیری در آن دارد یا حتی عزیزی در خاک آن، شایسته احترام است. من در همه انجمن ها و تشکل های دانشجویی نبوده ام ولی در دوران دانشجویی و سال های بعد از آن گر چه مقیم بجستان نبوده ام لااقل سالی دوبار به آنجا سر زده ام و اگر نشست و جلسه ای بوده در آن شرکت کرده ام. دوستان می توانند با مطالبشان اطلاعات مرا در این زمینه تکمیل کنند شاید بتوانیم تلاتش های صورت گرفته را به صورت مدون و منظم به عنوان جزئی از تاریخ و فرهنگ شهرمان حفظ کنیم. با توجه به حضورم در تشکل ها و علاقه و پی گیری احساس می کنم که تلاش های صورت گرفته را به این ترتیب می توان تقسیم کرد:

انجمن اول

 تا جایی که به خاطر دارم اولین بار در سال ۶۸ بود که بعضی از مسئولان آموزش و پرورش وقت پیش قدم شدند و دانشجویان بجستانی را در تابستان جمع کردند تا اول به شناسایی نیروها و بعد به پیدا کردن راه کارهایی برای انسجام و تقویت حس همکاری و هم دلی بین تحصیل کردگان بپردازند. اولین جلسه تا جایی که به خاطر دارم در مسجد امام رضا برگزار شد. البته قبل از آن جلسه های هماهنگی تشکیل شده بود که ما از آن ها بی خبر بودیم. اما در جلسه مسجد امام رضای بجستان حدود چهل تا پنجاه نفر شرکت کرده بودند که بیش از نیمی از آن ها فارغ التحصیل ها بودند و بقیه هم دانشجو. از ابتدا هم بنا بر این بود که عنوان بجستان برای  بجستان و توابع به کار رود و از همان ابتدا استقبال دانشجویان فخرآباد و یونسی و سردق و مزار و زین آباد و ... چشم گیر بود. نشست مسجد امام رضا در مسجد جامع و بعد در کتاب خانه مسجد ساباط ادامه پیدا کرد. از حرکت های مثبت آن دوره تهیه فرم ها و تشکیل پرونده برای شناسایی دانشجویان بجستانی بود. به دلیل تازه پا بودن آن تشکل مدیریت صحیحی برای نظارت بر آن تشکل وجود نداشت. رأی گیری شد و عده ای به عنوان کاندیدا رأی آوردند و قرار شد که انجمن به ثبت برسد و کارها را پی گیری کنند اما با شروع سال تحصیلی دانشجوها پراکنده شدند و تا تعطیلی بعدی خبری نشد. مدارک نمی دانم کجا ماند و چه کسی مأمور پی گیری بود. آقای باغبان و آقای دکتر علیرضا مظلومی یادم هست که از فعالین آن دوره بودند. 

انجمن دوم

 الان دقیق سالش را به خاطر ندارم اما حدود سال ۷۱ یا ۷۲ بود که باز صحبت انجمن پیش آمد. باز عده ای البته این بار کمتر در مسجد صاحب الزمان جمع شدیم که در این مرحله فقط دانشجوها بودند و برای همین راحت تر بودند و زودتر هم جلسه لغو شد و کسی هم پی گیری نکرد. آقای مهدی مدنی و محمد رضا نظر نژاد و حسین کریمیان یادم هست که از فعالان آن جلسه بودند. آن نشست هم باز بی نتیجه ماند و خبری از ادامه اش نشد.

انجمن سوم

  باز در سال های ۷۵ یا ۷۶ بود که جمع دیگری از دانشجویان به فکر تشکیل انجمن افتادند. این بار باز هم قرار شد که پرونده تشکیل بدهیم و گروه های فعال در شهرهای دانشگاهی مثل تهران و مشهد تشکیل شوند و دانشجویان با سرپرست گروه در ارتباط باشند و فعالیت کنند و مطلب جمع آوری کنند و حتی تا پای انتشار ویژه نامه هم پیش رفتیم و اگر اشتباه نکنم یک ویژه نامه هم درآمد که آقای محمد رضا رضایی داشتند پی گیری می کردند. و برادران علیشاهی(بعد ها هدایتی فر ) هم ظاهراً می خواستند بولتنی در بیاورند که بعد منجر به چاپ مجله ای شد.

همایش بجستان شناسی 

شاید بتوان گفت مفید ترین تلاش در زمینه پیوند تحصیل کردگان با بجستان در همایش بجستان شناسی اسفند 79 بود. در این سال با مشارکت همه کارمندان و اصناف بجستان و حمایت بجستانی های مقیم مشهد و تهران و حتی خارج کشور همایشی برگزار شد که انصافاً آبرومند و در حد انتظار بود. چهره های مهم مملکتی و استانی حضور یافتند و در حاشیه همایش نکات مفید و مثبتی مطرح شد که اگر مرکزیتی برای پی گیری و ادامه روند آن وجود داشت می توانست به جاهای مفیدی برسد. اما باز هم به قول هم شهری ها «خیز گربه تا پای کلیددان» بود. همایش بجستان شناسی در حد خواسته های کوتاه مدت و آنی که برای آن برپا شده بود موفق بود اما در تشکیل نهادی که رو به آینده داشته باشد و تشکل شود و نتیجه مدار با برنامه به پیش حرکت کند نبود. مدیران همایش با برپایی آن هدف خود را وصول شده دیدند و از ادامه راه باز ماندند. از نزدیک شاهد بودم که بار عمده کار بر دوش آقای دکتر فرهنگ سلطانی بود  و کسی هم غیر از ایشان نمی توانست چنین چیزی را به پیش ببرد. البته تلاش مسئولان و فرهنگیان و دانشجویان و اعضای محترم شورای شهر و شهردار و بخشدار وقت و اداره آموزش و پرورش را نمی توان نادیده گرفت؛ اما حیف که دیگر ادامه ندادند و شاهد بودم که بعضی از کسانی که قول همکاری و حمایت و مساعدت داده بودند، شانه خالی کردند و کارهایی که مانده بود و بعد باید انجام می شد مثل چاپ مجموعه مقاله و پی گیری کمیسیون ها رها شد. کارشکنی ها و خود محوری های عده ای هم باعث شد که دیگران انگیزه همکاری را از دست بدهند. شاهد بودم که چند نفر از دوستان قهر کردند و در میانه کار خواستند کنار بکشند و  عده ای گله مند بودند که از تلاششان قدر دانی نشده است و... ولی روی هم رفته من این همایش دو روزه را موفق ترین کار برای پیوند تحصیل کرده بجستانی با بجستان می دانم و امیدوارم که در آینده نزدیک تکرار شود.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آذر 1385ساعت 18:40  توسط حمید عبداللهیان  |
Template Design By: M.Nazarnezhad