دکترمحمد علی اسلامی ندوشن محقق و ادیب، جلد اول کتاب خاطرات زندگیش را با نام آن روزها با توصیف زادگاهش آغاز می کند. نخستین نکته درباره زادگاهش(روستای کبوده در ندوشن یزد) جوی آبی است که از وسط ده می گذرد. این مسئله درباره همه روستاهای کویری ایران صدق می کند. حاشیه کویر مرکزی ایران یکی از قدیم ترین مراکز تمدن ایران است که سابقه آن به بیش از پنج هزار سال قبل می رسد و قنات ها مهم ترین دلیل ماندگاری و تشکیل روستاها و بعد شهرها بودند. متاسفانه ساختمان قنات به شکلی است که نمی تواند ماندگاری زیادی داشته باشد و در اثر سیل و زلزله یا فرسایش و خشک سالی به سرعت تخریب می شود. بنابر این نمی توان قنات هایی با قدمت بسیار طولانی پیدا کرد تا از روی آن ها به عمر تمدنی پی برد قنات قصبه گناباد (مربوط به دوره هخامنشیان) که یکی از قدیم ترین قنات های ایران و جهان است از روی قرائن تاریخی شناسایی شده و قنات های شهرهای اطراف مثل فردوس و بجستان هم باید قدمتی در همین حدود داشته باشند یا قدمت قنات های کاشمر باید بر اساس قرائن حتی به پیش از تاریخ برسد.
قنات ها غیر از کارکرد اولیه شان که به سطح آوردن آب های زیر زمینی بوده، در طول تاریخ کارکرد های بسیار دیگری داشته اند. در زمان جنگ های سخت قنات پناهگاه مردم بوده و در دوره های دیگر محل اختفای فراریان یا پنهان کردن دفینه های ارزشمند و حتی جایی سرد برای فرار از گرمای وحشتناک تالبستان یا طوفان های شن. قنات ها کارکرد نخستین گمانه زنی ها برای کشف معادن را نیز داشته اند. رگه های بسیاری از معادن در نتیجه حفر قنات ها کشف می شدند. قنات ها در طول تاریخ بارها تخریب یا خشک یا متروک شده و در کنار آن ها قنات هایی تازه حفر می شد. یا کاریز هایی در جهات متعدد حفر می شد. گاهی اوقات عمق چاه به حدی بود که چرخ و ریسمان نمی توانستند یکسره از ته چاه خاک را هنگام حفاری بیرون بیاورند برای همین در بین راه چند ایستگاه با چرخ و دلو می گذاشتند و گاه در یک چاه چندین چرخ کار می کردند تا خاک و سنگ های کنده شده را در چند مرحله به سطح زمین بیاورند. ناصر خسرو در سفرنامه در مسیر برگشت خود از فردوس(تون) به گناباد از ماجرای حمله دزدان کلات به کاروانیان تعریف کرده است. یکی از کاروانیان از ترس دزدان خود را در چاهی از قنات قصبه گناباد انداخت. بعد از رفتن دزدان وقتی که می خواستند آن مرد را از چاه در آورند هر چه که ریسمان داشتند بر هم بستند و نتوانستند به ته چاه برسند. توصیفی که ناصر خسرو دارد بیش از صد متر عمق را نشان می دهد.
مردم گذشته به قنات اهمیت زیادی می دادند و به دلیل اهمیت حیاتی آن اگر مشکلی پیش می آمد همه بسیج می شدند. شنیده ام که در باغستان فردوس یکی از قنات ها از داخل ریگزار رد می شده است و برای این که آب در زمین فرو نرود در چاه های بالاتر عده ای داخل چاه خاک رس می ریخته اند و آب را گل آلود می کرده اند تا در مسیر کاریز جذب زمین نشود و به دهانه قنات برسد. کاریز ها گاه بسیار طولانی بوده اند در همین قنات گناباد دهانه قنات در قصبه گناباد بوده و چاه های آن تا کلات کشیده شده بوده است. یا چاه های قنات بجستان نشان می دهد که بیشتر از چند کیلومتر کاریز کشیده شده است. در جاهایی هم برای حفظ چاه سر آن را می پوشاندند.
چیزی که مسلم است قنات بجستان هنوز مورد مطالعه دقیق قرار نگرفته است ما حتی تعداد دقیق قنات های بجستان را نمی دانیم. تنها از زبان پدرانمان شنیده ایم که مثلا عمق مادرچاه قنات سرده 80 متر است. یا عمق مادر چاه قنات گودلو 120 متر است. نمی دانم که اثرتاریخی چیزی در این قنات ها دیده شده است یا نه. طبعا وسایل آهنی یا چوبی در اثر مجاورت با آب و نم شدید از بین رفته اند اما ظروف سفالی و زیور آلات می توانند در این قنات ها یافت شوند. در بین قنات های بجستان به نظرم قنات گودلو(gow delo) و قنات سر گو[ser gow] باید قدیم تر از قنات سرده (ser deh)و قنات گل بِد[goole bed]) باشند. زیرا این قنات ها از قسمت قدیمی شهر رد می شوند و بافت سنتی شهر را سیراب می کنند. اگر به مسیر حرکت قنات گودلو دقت کنیم در می یابیم که اجداد ما سعی کرده اند قنات را در زیر خانه های خود بچرخانند و از مسیری پر پیچ و تاب بگذرانند تا خانه های بیشتری به آب دسترسی داشته باشند. به نظر من همین مسئله نشان دهنده قدمت قسمت های مختلف بجستان است. و قنات سرده مستقیما و از حاشیه شهر به زمین های زراعی می رفته، بنابراین باید جدید باشد. ظاهرا خانه های اعیان نشین مستقیما به قنات دسترسی داشته اند و برای دیگران که دسترسی کمتری داشته اند قنات های سربازی بوده به نام لوجو(low jow) که در روز برای شستن ظرف و لباس و در اواخر شب برای برداشتن آب آشامیدنی از آن استفاده می کردند و چه بیماری ها و ویروس ها که از این راه منتقل نمی شده است. در دوره بچگی ما هم محل آبتنی(غوطه[ghotta]) بچه ها در گرمای تابستان بودند. خانه های قدیمی بجستان سردابه هایی داشتند که این قنات از آن رد می شد و ظهرهای تابستان بسیار خنک و مرطوب بودند.
در سال های اخیر و بی آبی های شدیدی که استان خراسان را در برگرفته ما را هر چه بیشتر به ارزش قنات و نقش حیاتی آن آگاه می کند. برخورد ناشیانه ای که با حفر چاه های متعدد برای استفاده های مقطعی صورت گرفته نیز سهم عمده ای در خشکی این شاهرگ حیاتی دارند.
نویسنده آمادگی خود را برای هر گونه تحقیق درباره بافت یا قدمت تاریخی قنات های بجستان اعلام می دارد و از آگاهان در این زمینه خواستاریم که اطلاعاتشان را مستقیما یا از طریق نظرات اعلام فرمایند. اداره محترم اب و فاضلاب بجستان هم می توانند در این زمینه اطلاعات ارزشمندی در اختیار قرار دهند.