تبليغاتX
انجمن دانشجویان و دانش آموختگان بجستان
  صفحه نخست ::  آرشیو مطالب ::  گروه اینترنتی  ::  تماس با ما
 درباره وبلاگ

این وبلاگ به قصد فعالیت فرهنگی، اجتماعی و علمی بر محور بجستان و روستاهای آن تشکیل شده است. نویسندگان آن قصد ورود به مسائل سیاسی و جناحی ندارند و از همه نظرهای سازنده برای آبادانی بجستان استقبال می کنند.این انجمن متعلق به همه دانشجویان و دانش آموختگان بجستان است و همه این دوستان عضو این انجمن هستند این انجمن آمادگی خود را برای هر گونه کمک به ادارات و نهادهای بجستان در راه اعتلای زادبوم عزیزمان اعلام می دارد.
قلب هر بجستانی که برای بجستان نمی تپد، نتپد.

بانک اطلاعات
خبرنامه

نام:    
ایمیل:




نوشته های پیشین
نویسندگان
پیوندها
Powered By
BLOGFA.COM



  آگورای شهر من کجاست؟
آن چه در شهر های ما نیست...

در تفکر باستانی یونان در باب شهروندی و شهرنشینی ، فضاهایی تعریف شدند که تجلی گاه دموکراسی به معنای واقعی کلام ایشان بود. این فضاها که محل تلاقی امر خصوصی(اویکوس) و امر عمومی(اکلسیا) است به« آگورا» تعبیر شده است . آگورا صحنه یا فضایی است که محل تلاقی آرا و اندیشه ها با رفتار ها و عملکرد هاست ؛ فضاهای گشاده ای که حد و حصر آن اغلب با سازه ها و بناهای شهری دیگر تعیین می شده و به طور کلی محل مبادلات شهری بوده است ؛ خواه مبادله ی کالاها یا مبادله ی خبر ها و افکار و عقاید. آگورا محلی است که شهروندان از ورای کارهای روزانه ی خود با حضور در آن ،فرصت می یابند با چیزهای تازه ای که در هیچ کجای دیگر امکان برخورد با آن را نمی یابند ، ملاقات داشته باشند. پس آگورا عرصه ای برای آگاهی نیز هست. اغلب ، شهروندان آن چه را که در فضاهای خصوصی به وقوع می پیوندد ، با خود به این عرصه ی عمومی می آورند و این جاست که فرصتی برای آمیزش امر خصوصی و عمومی فراهم می شود. این فضاها در روزگار باستان که ابزار اطلاع رسانی و رسانه های جمعی به معنای امروزی آن وجود نداشته ، کارکرد خبر رسانی و آگاهی بخشی ویژه ای می یافته است ؛ اما در دوران مدرن و در زندگی شهری مدرن نیز نیاز به آگورا از بین نرفته است بل که با برجسته شدن فردیت انسان به عنوان تنها گوهر وجودی قابل اعتنا در عرصه ی اجتماع ، نیاز به آگورایی پدید آمد که به فردیت انسان ها مجال بروز و خودنمایی بدهد. انسان مدرن به خوبی از نقش ابزاری و شکل دهنده ی رسانه ها آگاه است و می داند که رسانه های امروزی بیشتر به عنوان ابزاری برای هدایت و شکل دادن افکار عمومی است و ابزار قابل اعتمادی برای دریافت داده های سره نیست. بنابر این وجود آگورا به معنای عرصه ای که شهروندان به طور بی واسطه امکان برخورد با امر عمومی داشته باشند اهمیت به سزایی پیدا می کند ؛ به خصوص هنگامی که بدانیم در ذات آگورا مفهومی از آزادی و امکان گزینش و انتخاب فراهم است. شاید احساس نیاز شهروند دنیای مدرن به آگاهی از اموری که در پنهان ترین زوایای زندگی خصوصی و یا عمومی اتفاق می افتد باعث شده این فضاها به عنوان فضاهای ضروری در زندگی شهری مدرن تعریف شود و  در معماری شهری  نیز نمود پیدا کند . مثلن پیدایی باغ های مشهور پاریس در قرن های هفدهم و هجدهم ، پس از رهایی اروپا از سلطه ی گمراهی و تاریکی قرون وسطایی ، اسباب تسریع توسعه ی انسانی و اجتماعی شد و مثال خوبی برای آگورا در معماری مدرن شهری است. برج ایفل نیز که در محوطه ی آن می توان از گروه های موسیقی گرفته تا گروه های مذهبی و جلسات مباحثات ادبی و هنری ، از وعده های عاشقان تا نمایش های خیابانی و رقص های نمایشی(performance art ) را دید ، نمونه قابل ذکری از آگورا است. میدان آزادی در شهر تهران ، با توجه به معماری انتزاعی و خاص آن و با توجه به وجود موزه یا نمایشگاهی در مرکز آن و با توجه به اقبال خاص مردم به آن به عنوان فضایی جهت برخورد امر خصوصی و عمومی ، تا حدی ایفاگر نقش آگورا در معماری شهری بود. اجتماعات خود انگیخته ی مردمی در محل این میدان ،به مناسبت های مختلف در طی چند دهه ی اخیر نیز گویای این امر است.ایجاد باغ های ملی در ایران هم تلاشی بود برای فراهم ساختن آگورا.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 3:34  توسط ابوالفضل حسینی  |
  روز دانشجو
با سلام خدمت همه دوستان عزیز:

اول از همه روز دانشجو رو به همه دانشجویان و به خصوص دانشجویان بجستانی تبریک می گم. راستش اول می خواستم مطلبی در مورد روز دانشجو بنویسم ولی هیچ چیزی بهتر از سخنان دکتر شریعتی پیدا نکردم (جالب اینجاست که نوشته های دکتر همیشه تازگی دارد):

اگر اجباری که به زنده بودن دارم نبود ،خود را در برابر دانشگاه آتش می زدم.همان جایی که بیست و دو سال پیش آذرمان در آتش بیداد سوخت. او را در پیش پای نیکسون قربانی کردند.این سه یار دبستانی هنوز مدرسه را ترک نگفته اند،هنوز از تحصیلاتشان فراغت نیافته اند،نخواستند (همچون دیگران) کوپن نانی بگیرند و از پشت میز دانشگاه به پشت پاچال بازار بروند و سر در آخور خویش فرو برند، از آن سال چندین دوره آمدند و کارشان را تمام کردند و رفتند ،اما این سه تن ماندند و تا هر کسی را می آید بیاموزند ،هر که را می رود سفارش کنند،آنها هرگز نمی روند ،همیشه خواهند ماند ،آنها شهیدند ،این سه قطره خون که بر چهره ی دانشگاه ،همچنان تازه و گرم است ،کاشکی می توانستم این سه آذر اهورایی را با تن خاکستر شده ام بپوشانم تا در این سموم که می وزند نفسرند.......
اما نه!!! باید زنده بمانم و این سه آتش را در سینه نگاه دارم.

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 9:29  توسط محمد نظرنژاد  |
  یک اتفاق جالب در بجستان

چندی پیش توسط یکی از دوستان (آقای مهندس ایزد پرست) به جلسه ای دعوت شدم که تا وقتی در آن حضور نیافتم به اهمیت آن پی نبردم . واقیت این است که الان مدت هاست جلسه ی هفتگی یی موسوم به مثنوی خوانی در بجستان برگزار می شود . این جلسه به صورت خود جوش به ابتکار جمعی از فرهنگیان و چهره های فرهیخته و فرهنگی شهر برگزار می گردد و در طی آن هر یک از حاضران چند بیت از مثنوی معنوی مولانا جلال الدین محمد بلخی قرائت می کنند و سپس در باره ی نکته ها و دیدگاه های مطروحه درباره ی آن به بحث می نشینند  که گاهی در این میان مباحث عمیق ادبی و معرفت شناختی و جامعه شناختی شکل می گیرد .جدا از اهمیتی که این نشست هفتگی در باز خوانی میراث فرهنگی و معنوی ما دارد باعث شکل گیری نوعی کنش اجتماعی موسوم به کنش ارتباطی و عقلانیت ارتباطی می شود (آن گونه که یورگن هابرماس مطرح کرده است ) . وباعث تحکیم پایه های تفکر و فراهم شدن امکان درک حضور دیگری و تحمل شنیدن آرای گوناگون می گردد. این جمع گرامی را در این گوشه ی دورافتاده مبارک می دانم و برای همه ی این عزیزان آرزوی پیروزی می کنم.

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 2:31  توسط ابوالفضل حسینی  |
  « ما بجستانیها خود بدیم »

خیلی ساده و در یک جمله، بارها از کلام مبارک دوستانم شنیدم که میگن « ما بجستانیها خود بدیم» . به قول معروف برای غریبه ها سر و دست می شکنیم ولی  نوبت به مدیران جوان ، فعال و بومی که می رسه، هزار جور وصله و مارک های ناجور می زنیم. همیشه عده ای معترض هستیم که چرا فلانی شهردار هست و فلانی نیست!! چرا فلانی بخشدار هست و فلانی بخشدار نیست!! و ....

چند سال پیش که مسئولیت اداره آب و فاضلاب شهر بجستان به یکی از دوستان محول شده بود( با این توضیح که ایشان اصلا با دنیای سیاست بیگانه بود) پای درد دلش که می نشستی، حرفهای جالبی برای زدن داشت. می گفت به خونمون زنگ می زنند و کلی فحش می دن که ما حموم بودیم، چرا آب قطع شد؟!!! نمی دونم چرا فشار لوله های آب این منطقه پایین هست؟ حتما دوستان به یاد دارند که در چند سال گذشته آب شرب منطقه برای خودش تبدیل به معضل بزرگی شده بود و قطعا یک مدیر شهری نمی توانست مشکل آب شرب رو حل کنه. بلکه نیازمند عزم عمومی مرکب از مردم، مدیران منطقه و نماینده شهرستان برای حل مشکل آب بود.

همچنین زمانی که یکی دیگر از دوستان، مسئولیت شهرداری بجستان رو بر عهده داشتند، مدام عده ای سر و صدا براه می انداختند که فلانی داره محله ای عمل می کنه و فقط کارش شده تکمیل میدان آزادی. یک عده از دوستان هم کارشون شده بود تهیه طومار بر علیه ایشان.

آیا همین دوستان برای یکبار هم از خودشون نپرسیدند که خوب اگر یک غریبه بیاد بجستان و بخواد چند ساعتی در مکانی استراحت کنه، می خوان کجا رو بهش معرفی کنند؟

سکانسی دیگر:  عده ای دیگر از خیرین و جوانان منطقه تصمیم گرفتند یک بیمارستان یا مرکز بهداشتی در بجستان احداث کنند. دیگه فکر نکنم انگی موند که نصیب این دوستان نشه. باز یکی از همین دوستان مخالف از خودش نپرسید که آیا منافع نهادهای خصوصی و عام المنفعه در بلند مدت نصیب کسی به جز مردم منطقه خواهد شد؟

شورای محترم قبلی شهر بجستان رو در نظر بگیرید، اگر همین دوستان زیرسازی  کوچه های شهرک های نوساز بجستان رو تدارک ندیده بودند، واقعا فکر می کردید به این سرعت بشه این کوچه ها را آسفالت نمود؟

 آیا این قدر نشناسی نیست که با چوب بی پدر و مادر سیاست خدمات این دوستان رو نفی کنیم؟ صد البته که دیکته نوشته شده بدون غلط نیست و من هم معتقد به مطلق نگری نیستم.

نمی دانم به دانشگاه پیام نور بجستان سر زده اید؟ از حق نباید گذشت که خدمات بسیار زیادی به لحاظ رفاهی انجام شده است. اما حرفهایی که پشت سر یکی از مدیران لایق شهری بجستان ( که هم اکنون عضو محترم شورای شهر می باشد)  زده شده  و می شود را می توان فراموش کرد.

به عنوان آخرین مثال اجازه می خوام در خصوص انتخاب شهردار محترم و منتخب شورای شهر بحستان ( دوره جدید ) که حرف و حدیث های زیادی رو به دنبال داشت، صحبت کوتاهی داشته باشم.

عده ای از دوستان معتقدند که فشارهای جناب دکتر مدنی- نماینده محترم شهرستان -  باعث انتخاب ایشان گردیده که در جواب این دوستان باید گفت با فرض صحت گفته های شما، آیا انتخاب اعضای محترم شورای شهر در خارج ار بجستان صورت گرفته است؟ این دوستان منتخب اکثریت مردم منطقه می باشند. پس اگر معتقد به دموکراسی هستید، اینهمه مخالفت از برای چیست؟

عده ای دیگر از دوستان معتقدند که انتخاب شهردار معامله ای گروهی در بین خود اعضای شهر بوده است که باز بر فرض صحت این حدس ، هر کدام از دوستان عضو شورای شهر که معترض عملکرد شهردار محترم بجستان هستند، رسما نظر خود را اعلام نمایند و یا دست از شائبه و پراکنده کردن این حدس بردارند، زیرا در نهایت دود این کار چشم و شامه خودشان را بیشتر از هر کس دیگر خواهد سوزاند.

باور کنید که این قصه سر درازی دارد و اگر بخواهم مثالهای دیگری را عنوان نماییم خود مثنوی هفتاد من دیگری خواهد شد.

دنیای سیاست نشان داده که امروز ممکن است روز مدیریت ما و یا همفکران ما باشد و فردا روز مدیریت دیگر افکار  و دوستان. پس لطفا اگر نمی خواهید خاری از سر راه مدیران جوان و فعال و بومی منطقه بردارید، خاری در چشم آنها نشوید. مطمئن باشید و به تاریخ بنگرید، نوبت به تمامی دوستان خواهد رسید گه در گود کشتی، قدرت و تفکر خود را نمایان سازند. تاریخ و مردم خود بهترین قاضیان جامعه هستند که به خوبی در خصوص عملکرد افراد قضاوت می کنند.

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 12:18  توسط محسن مسعودی  |
  آنچه مدیران و کارکنان باید از خود بپرسند و به آن عمل نمایند
این مطلب از وبلاگ مدیریت تحول گرفته شده است. از آنجا که مطلبی مفید برای تمام اقشار جامعه(دانشجویان، دانش آموزان، شاغلین بخش خصوصی، جوانان جویای کار، مادران خانه دار و...) بوده و صرفا خاص مدیران و کارکنان نمیباشد مطالعه آن را به همگان توصیه میکنم.

1- آیا بهتر نیست قبل از آنکه هدفی برایمان تدوین کنند و مشق بدهند خود هدفگذار و موثر باشیم؟

2- آیا بهتر نیست به جای اینکه منتظر ارجاع نامه یا دستور بمانیم، برای انجام وظایف خود طرح و برنامه داشته باشیم؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 9:54  توسط محمدرضا نظرنژاد بجستانی  |
  بجستان میراث بازیافته

سلام به همه دوستان

قبل از هر چیز از جناب مهندس نظرنژاد که برای من کاربر و رمز تعریف کردند تا این افتخار را داشته باشم که در وبلاگ پویای دانش آموختگان بجستان مطلب بنویم سپاسگزاری می کنم . همچنین از مطالب خوب جناب دکتر عبدالهیان، آقایان کریمیان و مرجانی و سایر دوستان و راهنمایی های ارزنده جناب مهندس مسعودی سپاس گزارم.

   شهر ستان بجستان به دلایل متعددی از جای گاه ویژه ای برخوردار است.این  منطقه در طول تاریخ نیز از اهمیت خاصی برخوردار بوده است :

*کشاورزی : بجستان با داشتن بیش از 500 رشته قنات و بستر مناسب برای سفره های آب زیر زمینی همواره از کشاورزی چشمگیری برخوردار بوده است. شاهد آن محصولاتی هم چون انار و زعفران است.  ظاهرن نام بجستان  از « بج » به معنای زه آب و آب پالایش شده می آید (برهان قاطع  ) که نشان گر غنی بودن سفره های زیر زمینی این منطقه است.

 *معادن: ظاهرن در گذشته های دور هم به ارزش معادن این منطقه پی برده بودند . معادن معروف به «شدادی» شاهدی بر این مساله است که جا دارد متخصصان باستان شناسی و زمین شناسی و ... با تحقیقات وسیع و دامنه دار از این راز سر به مهر پرده بردارند .

*فرهنگی: بجستان در نقطه استقای شهر های فردوس –گناباد-کاشمر – بردسکن-طبس-بشرویه-مه ولات واقع شده و این امر باعث مراودات فرهنگی و پرورش روحیات مهمان پذیری و مدارا و مکالمه در مردم این منطقه گردیده است.

* اقتصادی : به همان دلیل مذکور در بالا شهر بجستان در محور راه های مختلف قرار داشته و خواه نا خواه مبادلات تجاری و اقتصادی بسیاری در این منطقه انجام می گرفته است و از لحاظ صنایع بجستان منطقه خودکفایی بوده است .وجود رباط های زین آباد ، فخرآباد ، قاسم آباد ، بجستان ، مرندیز و پل یونسی گواهی بر این مساله است.

شهر بجستان در دوره های مختلف تاریخی از جای گاه ویژه تری برخوردار می شده برای مثال بجستان در دوره تیموریان بسیار پر رونق و مهم بوده است که قطعن با بررسی های دقیق باستان شناسی و تاریخی داده های ارزشمندی در رابطه با ویژه گی های منطقه به دست خواهد آمد. مسجد جامع بجستان شاهدی بر رونق و اعتبار این شهر در آن دوران است . حتا نقل است که شاهرخ میرزا علاقه خاصی به بجستان داشته است.( به گمانم از : گناباد ، خاستگاه حماسه های پنهان- رجبعلی لباف خانیکی).

 

اما سال ها انزوا به دلیل نداشتن راه های مواصلاتی و عوامل بسیار دیگر  ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 1:25  توسط ابوالفضل حسینی  |
  خدمت کردن برای بجستان صبر ایوب، زور رستم و رویین تنی افراسیاب می خواهد

این را وقعاً می گویم بد نیست نگاهی به بررسی عملکرد خودمان نسبت به خدمتگزاران شهرمان داشته باشیم:

  1. وقتی هر بی سوادی خودش را محق بداند که به زور در همه تصمیم گیری های کلان شهر دخالت کند پس قدرت و اختیار و ضمانت اجرایی چه می شود.
  2. وقتی یک مغازه دار ساده سرزده به دفتر شهردار برود و با زور مانع بازسازی و اصلاح میدان ورودی شهر شود. چه می توان کرد؟
  3. وقتی یک فرد نامربوط ذره بین بر عملکرد شهردار بگذارد و هر چیزی را بر حیدری و نعمتی بودن کند و به هرجایی دستش می رسد مکاتبه کند، چه می توان کرد؟
  4. وقتی مسئولی شغل اصلی خودش را با دردسر کمتر و حقوق بیشتر در ولایت غربت رها کند و برای خدمت به شهرش برگردد و همه با بدبینی به کارش نگاه کنند چه می توان کرد؟
  5. وقتی شورایی که به وسیله مردم انتخاب شده اند با بدبینی نگریسته شوند و همه کارهایشان از سر فرصت طلبی و منفعت خواهی و جنگ حیدری نعمتی دانسته شود چه می توان کرد؟
  6. وقتی غریبه ای با چند کلاس سواد مدیریت کند و هیچ کس کاری به کارش نداشته باشد و بیشترین ضرر را به توسعه بجستان بزند و صدای کسی در نیاید چه می توان کرد؟
  7. وقتی مردم نماینده ای را با غیرت و تعصب انتخاب کنند و بعد خودشان به عیبگیری از او بپردازند یا دورش را خالی کنند چه می توان کرد؟
  8. وقتی برداشتمان از نمایندگی تنها درست شدن وام خودمان و راه افتادن مشکل شخصی مان باشد چه می توان کرد؟
  9. وقتی آقای امین زاده بجستانی باشید و معاون وزیر خارجه و هر روز چند نانوا به وزارت خارجه بیایند و دعواهای صنفی شان را مطرح کنند و پروانه نانوایی در قلعه حسن خان بخواهند چه می توان کرد؟
  10. وقتی پزشک وظیفه شناس شهر باشید و نصفه شب در خانه تان را بکوبند که بیا و پدر پیر مرده ما را دوباره زنده کن چه می توان کرد؟
  11. وقتی در یک رقابت انتخاباتی ساده عده ای هوچی و فرصت طلب با حیثیت و اعتبار شما بازی کردند و بدترین فحش و فضیحت ها را به آل و تبارتان دادند چه می توان کرد؟
  12. وقتی مردم از سر بیکاری و برای تفریح نشستند و برایتان شایعه درست کردند و روز بروز مطلب تازه ای ساختند چه می توان کرد؟

 

بد نیست گاهی در آینه نگاهی به خودمان بیاندازیم و ببینیم چه داریم که همه اش توقع داریم بچه های بجستان برایمان خدمت کنند و ما در کارشان کارشکنی کنیم. تا کی باید فداکاری یک طرفه باشد و باز هم توقع ایثار داشته باشیم.

 

فاعتبروا یا اولی الابصار

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم آذر 1386ساعت 9:56  توسط بجستانی  |
  ضرورت فعالیت شورای نامگذاری بجستان

 

در پی اقتراح شهردار محترم بجستان در تمامی زمینه های مربوط به شهر بجستان مطالبی برای ایشان فرستادم که در اینجا بد نیست برای اطلاع دوستان و دریافت نظرهای تکمیلی مفصل تر مطرح شود. نام محله ها و کوچه و خیابان و پارک و حتی قبرستان ها از ضروریات هر شهر و روستا است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوم آذر 1386ساعت 11:5  توسط حمید عبداللهیان  |
Template Design By: M.Nazarnezhad