خیلی ساده و در یک جمله، بارها از کلام مبارک دوستانم شنیدم که میگن « ما بجستانیها خود بدیم» . به قول معروف برای غریبه ها سر و دست می شکنیم ولی نوبت به مدیران جوان ، فعال و بومی که می رسه، هزار جور وصله و مارک های ناجور می زنیم. همیشه عده ای معترض هستیم که چرا فلانی شهردار هست و فلانی نیست!! چرا فلانی بخشدار هست و فلانی بخشدار نیست!! و ....
چند سال پیش که مسئولیت اداره آب و فاضلاب شهر بجستان به یکی از دوستان محول شده بود( با این توضیح که ایشان اصلا با دنیای سیاست بیگانه بود) پای درد دلش که می نشستی، حرفهای جالبی برای زدن داشت. می گفت به خونمون زنگ می زنند و کلی فحش می دن که ما حموم بودیم، چرا آب قطع شد؟!!! نمی دونم چرا فشار لوله های آب این منطقه پایین هست؟ حتما دوستان به یاد دارند که در چند سال گذشته آب شرب منطقه برای خودش تبدیل به معضل بزرگی شده بود و قطعا یک مدیر شهری نمی توانست مشکل آب شرب رو حل کنه. بلکه نیازمند عزم عمومی مرکب از مردم، مدیران منطقه و نماینده شهرستان برای حل مشکل آب بود.
همچنین زمانی که یکی دیگر از دوستان، مسئولیت شهرداری بجستان رو بر عهده داشتند، مدام عده ای سر و صدا براه می انداختند که فلانی داره محله ای عمل می کنه و فقط کارش شده تکمیل میدان آزادی. یک عده از دوستان هم کارشون شده بود تهیه طومار بر علیه ایشان.
آیا همین دوستان برای یکبار هم از خودشون نپرسیدند که خوب اگر یک غریبه بیاد بجستان و بخواد چند ساعتی در مکانی استراحت کنه، می خوان کجا رو بهش معرفی کنند؟
سکانسی دیگر: عده ای دیگر از خیرین و جوانان منطقه تصمیم گرفتند یک بیمارستان یا مرکز بهداشتی در بجستان احداث کنند. دیگه فکر نکنم انگی موند که نصیب این دوستان نشه. باز یکی از همین دوستان مخالف از خودش نپرسید که آیا منافع نهادهای خصوصی و عام المنفعه در بلند مدت نصیب کسی به جز مردم منطقه خواهد شد؟
شورای محترم قبلی شهر بجستان رو در نظر بگیرید، اگر همین دوستان زیرسازی کوچه های شهرک های نوساز بجستان رو تدارک ندیده بودند، واقعا فکر می کردید به این سرعت بشه این کوچه ها را آسفالت نمود؟
آیا این قدر نشناسی نیست که با چوب بی پدر و مادر سیاست خدمات این دوستان رو نفی کنیم؟ صد البته که دیکته نوشته شده بدون غلط نیست و من هم معتقد به مطلق نگری نیستم.
نمی دانم به دانشگاه پیام نور بجستان سر زده اید؟ از حق نباید گذشت که خدمات بسیار زیادی به لحاظ رفاهی انجام شده است. اما حرفهایی که پشت سر یکی از مدیران لایق شهری بجستان ( که هم اکنون عضو محترم شورای شهر می باشد) زده شده و می شود را می توان فراموش کرد.
به عنوان آخرین مثال اجازه می خوام در خصوص انتخاب شهردار محترم و منتخب شورای شهر بحستان ( دوره جدید ) که حرف و حدیث های زیادی رو به دنبال داشت، صحبت کوتاهی داشته باشم.
عده ای از دوستان معتقدند که فشارهای جناب دکتر مدنی- نماینده محترم شهرستان - باعث انتخاب ایشان گردیده که در جواب این دوستان باید گفت با فرض صحت گفته های شما، آیا انتخاب اعضای محترم شورای شهر در خارج ار بجستان صورت گرفته است؟ این دوستان منتخب اکثریت مردم منطقه می باشند. پس اگر معتقد به دموکراسی هستید، اینهمه مخالفت از برای چیست؟
عده ای دیگر از دوستان معتقدند که انتخاب شهردار معامله ای گروهی در بین خود اعضای شهر بوده است که باز بر فرض صحت این حدس ، هر کدام از دوستان عضو شورای شهر که معترض عملکرد شهردار محترم بجستان هستند، رسما نظر خود را اعلام نمایند و یا دست از شائبه و پراکنده کردن این حدس بردارند، زیرا در نهایت دود این کار چشم و شامه خودشان را بیشتر از هر کس دیگر خواهد سوزاند.
باور کنید که این قصه سر درازی دارد و اگر بخواهم مثالهای دیگری را عنوان نماییم خود مثنوی هفتاد من دیگری خواهد شد.
دنیای سیاست نشان داده که امروز ممکن است روز مدیریت ما و یا همفکران ما باشد و فردا روز مدیریت دیگر افکار و دوستان. پس لطفا اگر نمی خواهید خاری از سر راه مدیران جوان و فعال و بومی منطقه بردارید، خاری در چشم آنها نشوید. مطمئن باشید و به تاریخ بنگرید، نوبت به تمامی دوستان خواهد رسید گه در گود کشتی، قدرت و تفکر خود را نمایان سازند. تاریخ و مردم خود بهترین قاضیان جامعه هستند که به خوبی در خصوص عملکرد افراد قضاوت می کنند.