تبليغاتX
انجمن دانشجویان و دانش آموختگان بجستان
  صفحه نخست ::  آرشیو مطالب ::  گروه اینترنتی  ::  تماس با ما
 درباره وبلاگ

این وبلاگ به قصد فعالیت فرهنگی، اجتماعی و علمی بر محور بجستان و روستاهای آن تشکیل شده است. نویسندگان آن قصد ورود به مسائل سیاسی و جناحی ندارند و از همه نظرهای سازنده برای آبادانی بجستان استقبال می کنند.این انجمن متعلق به همه دانشجویان و دانش آموختگان بجستان است و همه این دوستان عضو این انجمن هستند این انجمن آمادگی خود را برای هر گونه کمک به ادارات و نهادهای بجستان در راه اعتلای زادبوم عزیزمان اعلام می دارد.
قلب هر بجستانی که برای بجستان نمی تپد، نتپد.

بانک اطلاعات
خبرنامه

نام:    
ایمیل:




نوشته های پیشین
نویسندگان
پیوندها
Powered By
BLOGFA.COM



  همایش استقبال از خیرین در بجستان

پس از پیگیریهای فراوان اعضای محترم موسسه خیریه الفائزون، بالاخره خیرین محترم کشوری حاج حسین حیدری و سر کار خانم فاطمه عرب در تاریخ 22 بهمن در بجستان حضور یافته و به پاس حضور ایشان و تعداد زیاد دیگری از خیرین بجستانی ساکن وغیر ساکن در بجستان همایشی برگزار گردید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 20:24  توسط محمدرضا نظرنژاد بجستانی  |
  مشكل فخرآباد چيست؟

در آستانه انتخابات مجلس مسئله دهستان شدن سردق و ناديده قلمداد شدن فخرآباد مسئله اي است كه خاطر دوستان فخرابادي را آزرده است. از نوشته هاي وبلاگ ها و فضاي شهر چنين استنباط مي شود كه گناه اين اشتباه را به گردن نماينده بجستان مي اندازند و گروهي هم سعي دارند از اين فضاي گل آلود به نفع خودشان استفاده كنند. بر حسب آمار و جداول امتيازات، فخرآباد جمعيت و امتياز بيشتري براي ارتقاء به دهستان دارد. بنابر اين بهتر است مسئولان امر براي روشن شدن اين مسئله توضيحات مستدل ارائه كنند. مسئله فخرآباد اگر مسكوت بماند و پاسخ هاي قانع كننده دريافت نشود ممكن است منجر به بحراني شود كه به نفع هيچ كداممان نخواهد بود. از مدت ها پيش در فضاي فخرآباد دو دستگي و اختلاف نظر شديد وجود داشت و حال تقسيمات جديد مي تواند مسئله ساز باشد. مقصر دانستن نماينده به نظر منطقي نمي آيد. نماينده در اين كه فخرآباد دهستان شود يا سردق منفعتي نخواهد برد و بنابراين طبيعي است كه از حق دفاع كند و رفتاري در جهت نارضايتي حوزه انتخابيه نداشته باشد. اين كه مسئولان بيروني و خارج از حوزه بجستان و گناباد در اين تصميم گيري دخالت داشته باشند هم بعيد مي نمايد. بر اساس ظواهر بايد اشتباهي باشد كه در محاسبات يا در ثبت ارقام پيش آمده و چنين نتيجه اي داشته است. هر چه كه هست تفرقه و اختلاف و بدگماني در اين شرايط به نفع كسي نيست. از دفتر نماينده محترم يا بخشداري بجستان يا شوراي شهر فخرآباد تقاضا داريم براي روشن گري اذهان اگر توضيح گفتني دارند در قسمت نظرات مرقوم فرمايند يا به پست الكترونيكي نويسندگان وبلاگ ارسال كنند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 14:18  توسط بجستانی  |
  علی اکبرزاده و رد صلاحیت

قبل از هرچيز بايد يادآور شوم كه به عنوان يك دوست قديمي آقاي علي اكبر زاده قصد اهانت به ايشان ندارم و از وارد شدن به بحث هاي سياسي و جناحي هم به شدت گريزانم. تنها نكته هايي مطرح خواهم كرد كه لااقل براي خود آقاي علي اكبر زاده مي تواند مفيد باشد.

بي ترديد داغ ترين خبر انتخابات اين دوره مجلس در بجستان رد صلاحيت آقاي علي اكبر زاده است. پيش تر در همين وبلاگ رد شدن او را پيش بيني كرده بوديم و از تحقق اين مسئله ناراحتيم. علي اكبر زاده جانباز جنگ تحميلي، كارشناس ارشد ادبيات فارسي، رئيس اسبق آموزش و پرورش بجستان و معلم فعلي است. فكر نكنم كه بجستاني ها در نيت خير و توانايي هاي اجرايي و قابليت هاي مديريتي و پرونده پاك اقتصادي ايشان ترديدي داشته باشند(غير از كساني كه منافع شخصي برايشان مهم تر از آباداني شهر است). سابقه مديريتي علي اكبرزاده نشان داده است كه در صورت داشتن مسئوليت مي تواند براي شهر خدمات مفيدي انجام دهد. با در نظر گرفتن اين قابليت ها در شوراي شهر و انتخابات اين دوره مجلس صلاحيت ايشان رد شد. من به شخصه قابليت اجرايي علي اكبر زاده را بيشتر از قابليت تئوريك ايشان مي دانم. يعني اگر در مقامي مثل رئيس يا حتي معاون آموزش و پرورش يا شهردار يا بخشدار و... قرار گيرد بيشتر مي تواند مفيد باشد تا در سمت هايي مثل نماينده مجلس يا حتي عضو شوراي شهر. ولي در هر حال كنار گذاشتن جوان پر انرژي و مفيدي مثل ايشان به نفع هيچ كس نخواهد بود. در شرايط كنوني حاشيه هاي بسياري گرد شخصيت او شكل گرفته است كه به نظر من بايد از اين حاشيه ها فاصله بگيرد. تندروي هايي كه در بعضي از مسائل جناحي داشته و با لجاجت ادامه مي دهد باعث لطمه زدن به خودش و در نهايت به شهر مي شود. اگر هدف ما خير باشد و قصد كمك به مردم شهرمان را داشته باشيم نبايد برايمان تفاوتي داشته باشد كه با كدام حزب يا گروه همكاري كنيم. خط بندي هاي حزبي نه تنها در بجستان، در سطح كلان مملكتي هم بسياري از نيروهاي مفيد را كنار زده است و اين به نفع هيچ كس نيست. هنوز فرهنگ حزبي در كشور ما جا نيفتاده است و احزاب آن قدر سعه صدر ندارند كه بتوانند در دوره اقتدارشان مخالفان را داخل بازي هاي خودشان كنند. در نتيجه فردي مثل علي اكبر زاده براي 4 يا 8 سال يا بيشتر كنار گذاشته مي شود و در اين سالها كه مي توانسته مفيد باشد عملاً ناكارآمد شده است. اين كنار زده شدن گاه باعث سرخوردگي و دلزدگي شده و نيروها براي هميشه از صحنه مديريتي كنار مي روند كه متأسفانه آسيبي جدي براي شهر و كشورمان است. پافشاري بر شعارهاي حزبي گاه به لجاجت و عناد مي انجامد كه از حد عقل و درايت فروتر است. انسان فطرتاً موجودي انعطاف پذير است و در زندگي بارها و بارها ممكن است بفهمد كه تا كنون اشتباه مي كرده است. شهامت پذيرش اشتباه و بازگشتن و اصلاح اشتباه يك كمال انساني است و نبايد از آن گريزان بود. احزاب هم با توجه به نيازها بايد شعارها و برنامه هاي خود را تغيير دهند وگرنه محكوم به مرگ و نابودي خواهند بود. دوم خردادي ها اشتباهاتي داشته اند و شرط عقل است كه اين اشتباهات را پذيرا باشيم. پافشاري بيهوده بر شعارهاي شكست خورده ممكن است به خاطر هوچي گري و ايجاد شهرت كاذب و در نتيجه عوامفريبي و رأي آوردن باشد؛ كه آقاي علي اكبر زاده با شناختي كه از او داريم اين گونه نيست. الفباي كار سياسي اين است كه انسان آزادي و آزادگي خود را در انديشه حفظ كند و منتقدانه به حزب بنگرد و آقاي علي اكبرزاده اين نگرش را ندارد. ممكن است در آينده جناح آقاي علي اكبرزاده قدرت بگيرد و ايشان دوباره به مسئوليت برسد يا به مجلس راه يابد ولي با اين حواشي كه اطراف خود ايجاد مي كند در آن صورت هم مخالفت هايي بر خواهد انگيخت كه كمابيش او را از هدف خدمتي كه دارد بازخواهد داشت. دوستانه و به عنوان يك همكلاسي قديمي از او مي خواهم كه به خاطر بجستان و خودش از حاشيه ها فاصله بگيرد و منطقي تر و منصفانه تر اطراف خود را بنگرد. بجستان به نيروهاي فعال و توانا نياز شديد دارد و كنار رفتن آنها از صحنه اجتماعي به هر بهايي اشتباه است.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 23:0  توسط بجستانی  |
  بنی آدم اعضای یکدیگرند...

وجود ما جزئی از یک کل شگفت انگیز است که آن را Universe (عالم) نام نهاده ایم، حال آن که اغلب خود و افکار و احساساتمان را چیزی جدا و متمایز از دیگران تلقی میکنیم. این خیال باطل برایمان در حکم یک زندان است، و ما را به ارضای خواهش های فردی و در نهایت رفع مسائل اطرافیانمان محدود می کند. حال آن که به حکم وظیفه انسانی خویش باید فضای شفقت و نوعدوستی خود را هر چه بیشتر گسترده کنیم تا بدانجا که این گستردگی تمام مخلوقات زنده و تمام طبیعت را با زیباییهایش در برگیرد.

                                                    آلبرت انیشتین

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 22:4  توسط محمدرضا نظرنژاد بجستانی  |
  کمبود نفت و عدم نظارت مسئولین شهر بجستان بر عوامل توزیع کننده نفت در بجستان

 

قصد نداشتم در ايام نزديك به انتخابات هشتمين دوره نمايندگي مجلس شوراي اسلامي به نقد عملكرد ضعيف مديريت شهري بجستان بپردازم. اما بي برنامگي و بي مبالاتي مسئولين شهري بجستان، حكايت مثنوي هفتاد مني است كه چاره اي جز ورق زدن پاره اي از صفحات آن برايم نمانده است.

كمبود نفت امان مردم را بريده است. بارندگي هاي اخير به جاي آنكه دل مردم را شاد نمايد، به سبب بي برنامه گي مسئولين محترم شهرستان بجستان بلاي جان مردم گرديده است.

مسئولين محترم شهر بجستان و علي الخصوص بخشدار محترم شهر بجستان:

 آيا كمبود نفت در بجستان را بايد معلول برف و سرماي 20 روزه اخير دانست؟ آيا اگر در بجستان برف نمي آمد باز هم خبري از تشكيل صف هاي طويل نفت نبود؟

آيا جناب بخشدار، سال گذشته در بجستان حضور نداشته اند؟ آيا ايشان كمبود نفت و تشكيل صف هاي نفت را در سال گذشته از ياد برده اند؟ البته اگر ايشان و بقيه مسئولين محترم بگويند كه كجا سال گذشته براي تهيه نفت صفي تشكيل شد؟ دروغ نگفته اند. اين فقط ما هستيم كه دروغ مي گوييم و ايشان حتي اگر به وظيفه يشان هم عمل نكنند، باز هم از سر صدق و راستي است!!!

جناب بخشدار محترم: بجستان با جمعيتي قريب به 2750 خانوار به طور متوسط و در بهترين حالت در هواي سرد زمستان روزانه به  41250=15* 2750  ليتر نفت نياز دارد!!! ( بدون احتساب نفت مصرفي مغازه ها، اداره ها و....) مطمئن هستم كه جناب عالي و ديگر مسئولين محترم بجستان براي يك بار هم كه شده به خود زحمت نداده ايد كه حداقل نفت مصرفي بجستان را با مخازن ذخيره نفت بجستان مورد تطابق قرار دهيد يا تحت تاثير جو برخي بزرگان بجستان، عطايش را به لقايش بخشيده ايد.

اين خنده دار نيست كه ظرفيت مخازن نفت دو شركت توزيع كننده آن در دو دهه اخير هيچ تغييري نكرده است.!!!!!!

جناب بخشدار: با دو ماشين توزيع نفت براي اينكه بتوان در حال حاضر به مردم نفت رساني كرد ، هر ماشين بايد روزانه 8 نوبت بارگيري و تخليه شود. بد نيست جنابعالي بدانيد كه در حال حاضر ماشين هاي توزيع كننده نفت به همت و تدبير عالي حضرات!!!! ( نوشداروي بعد از مرگ سهراب)جهت توزيع 200 ليتر سهميه نفت مردم، حداكثر روزانه 5 نوبت عمل بارگيري و تخليه نفت را انجام مي دهند؟

در حال حاضر عدم نظارت دقيق و اصولي جنابعالي و ديگر مسئولين مربوطه بر سر نحوه چگونگي توزيع نفت و علي الخصوص وجود دو ماشين توزيع كننده نفت باعث شده حتي با فرض وجود سوخت نفت در جايگاه باز هم نتوان روزانه حداكثر 25000 ليتر نفت بيشتر توزيع نكرد. حداقل جنابعالي مي توانستيد با كمك شهرداري يا هر نهاد ديگر يك يا دو ماشين ديگر جهت توزيع نفت در اختيار شركت هاي توزيع كننده نفت به جهت رفاه حال مردم عزيز بجستان قرار دهيد. اما چرا اين اتفاق هنوز نيفتاده است خود جاي سوال دارد؟

معمولا در بجستان از اواخر فصل برداشت گل زعفران تا ايام عيد نوروز ، مردم براي گرم كردن منازل خويش از بخاري استفاده مي كنند يعني چيزي قريب به 4 ماه. اگر اوج مصرف نفت را به 3 ماه گرد نمائيم ، حداقل نفت مصرفي مردم براي گرم كردن خانه ها و آبگرمكن ها چيزي در حدود   3،712،500= 90* 41250 ليتر خواهد بود. يعني 123 مخزن 30000 ليتري نفت. يعني روزانه 375/1 مخزن 30000 ليتري نفت.

يعني اگر تمام اين 2750 نفر خانوار به طور متوسط در حدود 1350 ليتر نفت در شروع فصل سرما ذخيره نمايند، مي توانند دلخوش باشند كه به طور متوسط با گرم كردن يك اتاق و روشن بودن آبگرمكن منازل در حد معمول، تا پايان فصل سرما به نفت احتياج نخواهند داشت.

لابد جناب عالي مي فرمائيد كه احسنت بر شما !!! بهترين راه حل، ذخيره نفت توسط مردم در تابستان مي باشد. اما مگر جناب بخشدار محترم: هر خانوار چقدر مي توانند در تابستان  نفت ذخيره نمايند؟ به جرات مي توان گفت كه اكثريت مردم توان ذخيره بين 1200 تا حداكثر 1500 ليتر نفت را دارند كه معمولا اين ذخيره در دي ماه تا اوايل بهمن رو به اتمام مي رود.

لااقل اگر جنابعالي به هر دليلي دستور افزايش مخازن ذخيره نفت در بجستان توسط توزيع كنندگان آن را نداده ايد، بهتر نبود در شروع فصل سرما- با علم 100 درصدي به كمبود نفت-  مديريت توزيع نفت را خود در اختيار مي گرفتيد؟ يا اينكه نظارت دقيق بر پخش و توزيع نفت توسط مسئولين مربوطه مي داشتيد؟ نه حال كه كارد به استخوان مردم رسيده است، تازه فرياد چه كنم چه كنم تان بلند شده است.

در اينكه مسئولين توزيع كننده نفت در شهرستان گناباد جزو مقصرين اصلي كمبود نفت در شهرستان بجستان مي باشند ولي بعد نظارتي و قدرت جنابعالي به عنوان بالاترين مقام سياسي شهر و نماينده تام الاختيار دولت در شهر كجا رفته است؟

تا به امروز نزديك به 2225 نفر براي دريافت 200 ليتر سهميه بنزين در بخشداري بجستان ثبت نام كرده اند و تا پايان امروز حدود 300 نفر موفق به دريافت سهميه خود خواهند شد. جداي از اشكالات جديدي اين طرح ، آيا فكر نكرده ايد كه با 2 ماشين توزيع كننده نفت و با توجه به آمار موجود ( روزانه حداكثر 100 نفر، 200 ليتر سهميه خود را دريافت مي كنند) تا يك ماه آينده شما موفق به توزيع فقط 200 ليتر نفت در بين مردم خواهيد شد؟ آیا شما نمی توانید یک نفر مورد اعتماد خود را انتخاب کنید و دستور دهید که در حال حاضر کسانیکه دارای ذخیره ۳۰۰ تا ۴۰۰ لیتر نفت هستند (  لیست افرادی که در اختیار شما قرار دارد) با مراجعه به منازل و بررسی آن در اولویت های بعدی قرار دهند.

مسئولين محترم شهري بجستان، اندكي از خواب غفلت بيرون بياييد و فكري به حال وضعيت اسف بار توزيع نفت در بجستان نماييد؟  مثلا در ايام فرخنده سالگرد پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي ايران هستيم؟ شيريني اين روزهاي مبارك را به كام مردم تلخ نكنيد.  

در پايان ضمن تشكر از زحمات مسئولين محترم شهری و جناب بخشدار محترم در رفع مشکلات شهر بجستان، خواهشمندم هر چه سريعتر به وضعيت اسف بار موجود رسيدگي نمايند. به انتظار فرداي سبز براب ايران و بجستان عزيز.

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 18:2  توسط محسن مسعودی  |
  نه همین لباس زیباست ...

صبح بود. آغازی برای طلوع خورشید و صدای امواج ساحل، آهنگ خوشی داشت. درست همان جا بود که "زشتی " و "زیبایی" یکدیگر را دیدند و تصمیم گرفتند تن به آب دریا بسپارند. "زیبایی" سرمست از لذت آب تنی، با دریا عشق بازی می کرد، اما "زشتی" زیاد در آب نماند، خیالی در سر داشت، پس به ساحل برگشت. لباس"زیبایی" را بر تن کرد و رفت. از اتفاق پیش آمده بسیار شاد بود. کمی دیرتر، آن هنگام که خورشید، اقتدارش را به نمایش می گذاشت، "زیبایی" از دریا دل کند و به ساحل آمد. چون لباسش را ندید، دلتنگ شد، از برهنه بودن شرم داشت. ناگزیر هر چند نمی خواست، لباس زشتی را بر تن کرد و به راه افتاد.

از ان روز به بعد، بیشتر انسانها این دو را با هم اشتباه می گیرند. اما بودند و هستند انسانهایی که صورت "زیبایی" را دیده اند و با این که لباس "زشتی" را بر تن داشت، او را شناختند و با صورت "زشتی" که لباس "زیبایی" را پوشیده، اشتباه نگرفتند.

                                                        جبران خلیل جبران

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 22:19  توسط محمدرضا نظرنژاد بجستانی  |
  فرهنگ انتخابات 2 (براي كانديداها)

در قسمت اول اين نوشته پيش از اين به مردم توصيه هايي شده بود ولي ضرورت داشت كه كانديداهاي محترم گرچه امروزه سرشان به شدت شلوغ است، به نكاتي توجه داشته باشند. رأي آوردن يعني برگزيده شدن از سوي گروهي براي بيان انديشه ها و افكارشان. كسي كه از طرف مردم شهري به مجلس مي رود، سخنگوي آن مردم و تصميم گيرنده از طرف آنان در امور كلان مملكتي است. طبيعي است هرچه بيشتر رأي داده شود حق و مسئوليت سنگين تري بر عهده نماينده است. ولي در بيشتر موارد اين بار مسئوليت فراموش مي شود و همان كساني كه رأي داده اند مدت ها بايد چشم انتظار باشند يا ساعت ها پشت در دفتر با بد و بيراه و ناز و تنعم دربان بسازند تا از نماينده پنج دقيقه مهلت حرف زدن بيابند. ديده شده اند نماينده هايي كه پس از رأي آوردن تا چهار سال بعد كه براي رأي مجدد بازنگشته اند خبري از آنها نشده است. ديده شده اند نماينده هايي كه برخورد و لباس شان در موقع انتخابات با آن چه بعد از آن است تفاوت فاحش دارد. نماينده هايي كه صبوري و مهرباني ومردم دوستي و لبخند هميشگي زمان انتخابات را بعد از رفتن به مجلس به فراموشي مي سپارند. نماينده هايي كه ماشين مدل جديدشان بعد از انتخابات خاك در چشم كساني مي پاشد كه به آنها دل بسته بودند تا حق و حقوقشان را مطالبه كنند. نماينده هايي كه قبل از انتخاب دم از مشاركت مردمي و حرفشنوي و مشاوره مي زنند و پس از انتخاب برخر مراد خود مي نشينند و حرف كسي را نمي شنوند. ديده شده اند كانديداهايي كه چون رأي نياورده اند از مردم متنفر شده و شروع به كارشكني و سنگ اندازي كرده اند. كانديداهايي كه رأي خريده اند، كساني كه وعده دروغ داده اند، كساني كه در تبليغاتشان وعده هاي چشم نواز اما غيرممكن داده اند و از سادگي و جهل مردم سوء استفاده كرده اند، در قبال اين ناراستي ها چه جوابي خواهند داشت.

معمولاً همه كانديداها در شعارهاي تبليغاتي مردم را ولينعمت خود مي دانند ولي كمتر كسي معني اين حرف را مي فهمد. اگر كانديداها براي مردمي كه ولينعمت شان هستند اندك ارزشي قائل باشند، در و ديوار شهر را با عكس ها و پوسترهاي رنگ ووارنگ زشت و بدقواره نخواهند كرد. اگر براي مردم ارزش قائل باشند اجازه نخواهند داد كه طرفدارانشان كانديداي ديگري را تخريب كنند يا مخل آسايش مردم شوند. براي برگزيده شدن از روش هاي ناسالم و غير انساني بهره نخواهند برد و به ولينعمتشان بيتوجهي نخواهند كرد و از اين كه چند عمله و كشاورز و نانوا به در دفترشان بروند احساس سرشكستگي نخواهند كرد. ديگر خود را عقل كل نخواهند دانست و مستقيم و غير مستقيم به مخاطبانشان توهين نخواهند كرد و....

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 22:50  توسط بجستانی  |
Template Design By: M.Nazarnezhad