تبليغاتX
انجمن دانشجویان و دانش آموختگان بجستان
  صفحه نخست ::  آرشیو مطالب ::  گروه اینترنتی  ::  تماس با ما
 درباره وبلاگ

این وبلاگ به قصد فعالیت فرهنگی، اجتماعی و علمی بر محور بجستان و روستاهای آن تشکیل شده است. نویسندگان آن قصد ورود به مسائل سیاسی و جناحی ندارند و از همه نظرهای سازنده برای آبادانی بجستان استقبال می کنند.این انجمن متعلق به همه دانشجویان و دانش آموختگان بجستان است و همه این دوستان عضو این انجمن هستند این انجمن آمادگی خود را برای هر گونه کمک به ادارات و نهادهای بجستان در راه اعتلای زادبوم عزیزمان اعلام می دارد.
قلب هر بجستانی که برای بجستان نمی تپد، نتپد.

بانک اطلاعات
خبرنامه

نام:    
ایمیل:




نوشته های پیشین
نویسندگان
پیوندها
Powered By
BLOGFA.COM



  برنامه های تابستانی انجمن دانشجویان و دانش آموختگان بجستان

تابستان در راه است و تعطیلی همزمان مدارس و دانشگاه ها عده زیادی از نیروهای فعال و مفید بجستان را با مشکل اوقات فراغت مواجه می کند. تعطیلی دو ماهه فرصت کمی نیست. می توان در این مدت مقدمات یاد گیری زبان خارجی را فراهم کرد یا در دوره های کوتاه مدت آموزش های مفیدی مثل برنامه های رایانه ای یا دوره های آموزشی دیگری دید. برای ساکنان شهرهای بزرگ اگر انگیزه ای باشد کلاس ها و مراکز مختلف وجود دارد و هر کس می تواند جایی برای خود پیدا کند. اما برای شهرستان هایی با محدویت های فراوان – مثل بجستان- باید خودمان به فکر خود باشیم. انجمن در موارد زیر می تواند برای تابستان فعالیت کند. از دوستان تقاضا داریم در هر مورد چنان که در خود توانایی و آمادگی می بینند اعلام کنند تا برنامه های مناسب فراهم شود:

1-     بر پایی کارگاه های آموزشی

تشکیل کارگاههای کوتاه مدت در حد چند جلسه در زمینه های تخصصی با مخاطبان خاص یا عام یکی از راههای فعالیت فرهنگی در بجستان است. مخاطب و محدوده سنی و شرایط شرکت در این جلسات را نوع کارگاه تعیین می کند. برای مثال تشکیل جلساتی برای مدیران یا برای معلمان یک رشته خاص و... یکی از پیشنهادهای اینجانب تشکیل کارگاه مدیریت برای مسئولان و مدیران شهر است. در بین دوستان می دانم که آقای مهندس محمد رضا نظر نژاد توانایی تشکیل چنین جلساتی را دارند و اگر کس دیگری از دوستان توانایی یا آمادگی دارند، می توان جلسات را تفکیک کرد یا در سطوح مختلف برگزار کرد. آقای مهران دادگر اگر آمادگی داشته باشند در دوره ای مدیریت خلاق آموزش دهند یا آقای محمد نظر نژاد در یکی از زمینه های رایانه دوره ای بر پا کنند. یکی از دبیران محترم ادبیات می توانند کارگاه آموزش عروض فارسی را برای داشن آموزان پیش دانشگاهی برگزار نمایند. احساس می کنم مفیدترین کارگاه می تواند مشاوره ازدواج، تربیت فرزند و مشاوره خانواده باشد که دوستان روانشناس به خصوص آقای دکتر سلیمی جای بسیاری برای کار دارند. اینجانب خود در زمینه های ادبیات، داستان ، نقد فیلم و سینما و ادبیات در حد چند جلسه فشرده می توانم دوره ای برای علاقه مندان برگزار کنم. مشروط بر این که مکان مناسبی فراهم شود.

2-     کارگاه آشنایی با انتخاب رشته (برای دانش آموزان سال آخر)

مقدمات این جلسه فراهم شده است و آقای محمد نظر نژاد مسئول تهیه لوح فشرده انتخاب رشته هستند و باز هم در صورت امکان در جایی مثل سالن یاقوت می توان همه علاقه مندان را جمع کرد و برایشان به طور کلی صحبت کرد. دوستانی که مایل به همکاری در این زمینه هستند با آقای حسین کریمیان تماس بگیرند.

3-     تشکیل جلسه هماهنگی بلاگرهای بجستان

بیش از سی وبلاگ فعال و غیر فعال با محوریت بجستان در فضای مجازی کشور وجود دارد. همه این وبلاگ ها قصد فعالیت علمی و فرهنگی مفید و سازنده برای شهر بجستان دارند ولی هماهنگی و همخوانی بین آنها وجود ندارد. تشکیل جلسه هماهنگی بین این وبلاگ ها می تواند علاوه بر تشویق علاقمندان زمینه را برای ورود نیروهای تازه فراهم کند. اگر بین وبلاگ ها هماهنگی بیشتری باشد رسیدن به اهداف مشترک راحت تر خواهد بود. علاوه بر این همه وبلاگ ها می توانند در غنای سایت تازه تاسیس موثر باشند. انتظار می رود یکی از دوستانی که وقت آزاد تری دارد برای برگزاری این جلسه پیشگام شود تا مراحل بعدی کار با حمایت انجمن صورت گیرد. دوستان علاقه مند با آقای مجتبی جانبیکی در این زمینه تماس بگیرند.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 16:32  توسط حمید عبداللهیان  |
  هنر چیست؟ هنرمند کیست؟
در همایش هم اندیشی دهم فروردین امسال یک مدل مطالعاتی خدمت علاقمندان به توسعه و ارتقاء دانش فردی ارائه نمودم. یکی از خواهران که دانشجوی یکی از رشته های هنر می باشند فرمودند که لازم بود در مدل ارائه شده، مطالعه در زمینه هنر هم جای میگرفت. همانجا حق را به ایشان دادم اما شاید نداشتن ذوق هنری مصطلح!!! مرا قانع به ضرورت و نیاز  مطالعه در این زمینه نمیکرد. این موضوع فکرم را مشغول داشت تا تصمیم به قلمی نمودن این سطور گرفتم.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 21:43  توسط محمدرضا نظرنژاد بجستانی  |
  دومین جشنواره عکس یادگاری
   مراسم اختتامیه دومین جشنواره عکس یادگاری دانشجویان دانشگاههای سراسر کشور٬ دیروز (۲۴ اردیبهشت) در تالار فارابی دانشگاه هنر برگذار شد. در این بین از میان آثار ارسالی از سراسر کشور عکس آقای سید احسان مرجانی در بخش موبایل به عنوان عکس برتر برگزیده شد و جایزه اول را از آن خود کرد. بدین وسیله به آقای مرجانی تبریک عرض می کنم.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 16:19  توسط مجتبی جانبیکی  |
  گزارش نشست انجمن دانشجویان و دانش آموختگان در اردیبهشت ماه

مباحث مطرح شده جلسه:
1. ارزيابی همايش نوروزی.
2. معرفی دبير و موضوع همایش سالانه شهریور ماه
3. برنامه ريزی برای جلسه انتخاب رشته.
4. معرفی وب سايت جديد.

گزارش جلسه:
    در ابتدای جلسه به بررسی همايش نوروزی  پرداخته شد. دوستان هر کدام ارزیابی و بازخورد های موجود را درباره همایش و حواشی آن مطرح کردند. مسائلی چون کوتاه بودن زمان آمادگی برای همایش و فشرده بودن حجم مقالات و طولانی شدن برنامه از نکاتی بود که دوستان مطرح کردند و در مجموع برگزاری اين همايش اقدامی مثبت ارزيابی شد. چرا که زمينه ای جهت گردهمايی دوستان و معارفه برخی شخصيت ها فراهم ساخته و رد فضای بحرانی بجستان نقطه امیدی بود. یکی دیگر از دستاوردهای همایش شناسايی تعدادی از استعدادها بود. از نکات مثبت جلسه، يکدست بودن افراد برگزار کننده و عدم حضور "من" و روحیه همکاری جمعی ارزيابی شد.يا اينکه در فضای علمی و بدور از تنش های سیاسی و جناحی،مسايل مفيد و متنوعی در قالب سخنرانی مطرح شد. درباره حضور پر رنگ تر دانشجویان حومه بجستان و فعالیت مؤثر خانم ها پیشنهادهایی ارائه شد.
    دومين موضوع جلسه، زمان و عنوان همايش بعدی و معرفی دبير برای آن بود. نظرات مختلفی در جلسه مطرح شد:
فاصله ی زمانی طولانی (يک ساله) باعث به فراموشی سپردن مسايل هم برای برگزارکنندگان و هم برای سايرين ميشود. پس لازم است همايش بعدی در شهريورماه برگزار شود.
- فروردين زمان مناسبی برای مسافرت و تفريح و پرداختن به مسايل شخصی است. بنابراين همانطور که شاهد بوديم، بسياری از مسؤلين موقعيتی مناسب برای حضور در همايش ندارند. اين نيز از ديگر دلايل لزوم برگزاری همايش بعدی در شهريور ماه است.
- اما برخی، توالی برگزاری همايش را نوعی همايش زدگی تلقی کرده و عاملی برای کاهش سطح کيفی همايش دانستند. از اين رو فروردين ماه را زمان بهتری برای برگزاری همايش بعدی ارزيابی کردند.
- پيشنهادی مطرح شد مبنی بر تشکيل همايش بعدی در فروردين، اما مشروط به برگزاری کارگاه های آموزشی در شهريور ماه. کارگاه هايی که ميتواند با به کار گيری نيروهای دانشجو باشد.
در پايان تصميم بر به عمل آمدن نظر خواهی در وبلاگ شد تا تمامی افراد دست اندر کار، اعم از افراد مقيم تهران و ساير شهرستانها و نيز افراد مقيم بجستان، نظر خود را در رابطه با زمان برگزاری همايش و کارگاههای آموزشی مطرح نمايند.
موضوع همايش بعدی  «جوانان بجستان و فعاليت اجتماعی» است. در پی آن پيشنهادی مبنی بر تفکيک محورهايی از موضوع کلی ارايه گرديد. نيز آقای دکتر سليمی به عنوان دبير همايش بعدی معرفی شد.
    سومين مسأله ی مطرح شده، بحث پيرامون برنامه ريزی برای جلسه ی  انتخاب رشته ی دانشگاه ها بود. در پی تبادل نظر بين افراد حاضر در جلسه، تصميم بر تهيه ی يک سی دی شامل اطلاعاتی مفيد و به روز در رابطه با رشته های مختلف شد. چرا که برگزاری جلسه ای به صورت سخنرانی در رابطه با تمامی رشته ها، امری غير مفيداست. هر مجموعه ای از رشته ها ی خاص، مخاطبين خاص خود را می طلبد. و تنوع در رشته ها، اين امر را غير ممکن می سازد. علاقه مندان می توانند رشته تحصیلی خود را در حد دو یا سه صفحه معرفی کرده و به نشانی ایمیل آقای محمد نظر نژاد بفرستند تا در سی دی گنجانده شود.
بنابراين با استفاده از تخصص و اطلاعات دانشجويان و يا افراد فارغ التحصيل در هر رشته، سی دی ای شامل توضيحی مختصر پيرامون هر رشته، گرايش های آن، بازار کار و يا موقعيت آن درداخل یا خارج از کشور تهيه خواهد شد.
    در پايان جلسه، مسأله ی تغيير وبلاگ به وب سايت (bejestan.com) و اقدامات انجام شده پيرامون آن مطرح شد. در اين خصوص آقای محمد نظرنژاد گزارش دادند که خرید دومین و هاستینگ سایت انجام شده و سایت طراحی شده است و به زودی فعال خواهد شد. در سایت امکانات بیشتری فراهم خواهد شد و نیاز به همکاری عده بیشتری از دوستان می باشد.
استقبال از جلسه در حدی که انتظار می رفت نبود و شاید به دلیل همزمانی این جلسه با برپایی نمایشگاه کتاب بود. دوستانی از روستاهای حاشیه بجستان و همچنین از بجستانی های مقیم تهران هم در این جلسه حضور داشتند.در پایان باید تشکر کنیم از آقای مهندس محمدرضا نظر نژاد که تهیه مکان و هزینه پذیرایی جلسه به عهده ایشان بود.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 15:36  توسط اکرم نظرنژاد  |
  آنچه همیشه ماندنی است نام مردان نیک روزگار است.

تقريبا از شب 25 اسفند سال گذشته بود كه جناب شفيعي ( رياست دادگاه عمومي بجستان) به چهره كاملا شناخته شده و دوست داشتني در شهر بجستان مشهور گرديد. شايد خيلي از مردم عزيز شهر بجستان تابحال از نزديك او را نديده بودند، اما برخورد متين، قانوني و چهره آرام و مصمم وي در جمع مردمي كه نسبت به روند انتخابات اعتراض داشتند، هيچ گاه از خاطره مردم عزيز شهرمان محو نخواهد گرديد. دفاع قانوني و منطقي شفيعي از حق و حقوق مردم بجستان در لباس و رداي رياست دادگاه عمومي شهر بجستان، كاري بود كه از عهده هر كسي ساخته نيست. در فضايي كه حتي برخي از مسئولين شهري بجستان حاضر نشدند دقايقي در جمع مردم حضور يابند و حداقل با مردم ابراز همدردي نمايند، به جرات وي از معدود مسئولين شهري بجستان بود كه نه از قانون تخطي كرد و نه گذاشت عده اي به نام قانون براي مردم شريف بجستان مشكل تراشي نمايند.

بر حسب وظيفه لازم دانستيم كه درخور وسع و توانمان از زحمات ايشان در دفاع قانوني از حقوق به حق بجستان عزيز تشكر و قدرداني نماييم و بار ديگر خطاب به مسئولين محترم شهرستان بجستان يادآور شويم كه هر آمدني را رفتني است، اما آنچه هميشه ماندني است نيك نامي مديراني است كه از تمام توان خويش براي خدمت به بجستان دريغ نورزيده اند.

جمعي از فرهنگيان ، دانشجويان و كسبه شهر بجستان

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 10:31  توسط محسن مسعودی  |
  تسلیت

باخبر شدیم روح معلم بازنشسته شهرمان، آقای حاج محمد بذرگران به دیار باقی شتافته است.

برای او بسی جای خوشنودی است چرا که اکنون در جایگاه والای ابدی خود آرام گرفته است. اما برای ما این فقدان بسی تاثر انگیز است. خاصه آنکه در تحولات اجتماعی بجستان همیشه دستی از نزدیک در یاوری و کمک به مسئولین و همشهریان خصوصا جوانان داشت و به طبع ان از هیچ کوششی در همگرایی جوانان با گرایش های فکری متفاوت دریغ نمی ورزید. همیشه در اجتماعات موضعی فعال داشت، به نظرات دیگران احترام می گذاشت و هرگز بر تحمیل نظرات خود پافشاری نمیکرد.

فقدان این عزیز سفرکرده را به همسر و فرزندان داغدارش تسلیت گفته از درگاه ایزد متعال برایش طلب مغفرت و رحمت و برای بازماندگان صبر آرزومندیم.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 7:47  توسط محمدرضا نظرنژاد بجستانی  |
  بازخوانی یک رفتار

نقادي هنري است كه اگر در آن ميل به سازندگي موج نزند، اوج بي هنري انساني را به نمايش خواهد گذاشت. داعيه سخنوري ولاف زدن از هر سخنوري ساخته است و هر سخنوري به ساعتي تواند دنيايي را آنچنان تيره و تار بنماياند كه ساختن آن دنيا سالها به طول انجامد. سخنوري به مثابه املاي فارسي است كه درسي را مي خواني و هرچه بهتر از حفظ داشته باشي به نمره بيست نزديكتر خواهي شد. اما سخنداني و دنياي سازندگي، دنياي تجربه هاي ناشناخته است. به دقيقه اي مي توان اثري يا مديري را خراب و نابود كرد اما براي ساختن همان اثر و يا مديري توانمند بايد ماه و سال تلاش كرد.

اينهمه گفتم تا به اين نكته برسم كه يك نقد، فقط زماني سازنده و موثر خواهد بود كه بتوان حداقل نكات زير را در آن رعايت نمود.

1-    اگر عملكرد مديري را در حوزه اي نقد مي كنيم حداقل يا دانش و تخصص در آن حوزه و يا تجربه عملي كار در آن مجموعه را داشته باشيم. اگر هيچ كدام از اين دو را نداريم، آنقدر مشكل همه گير و دامن گير مردم شده باشد كه چاره اي جز نوشتن براي انسان باقي نمانده باشد.

2-    براي هر ايرادي كه متصوريم، آنچنان كه از هفت زاويه به طرح مشكل مي پردازيم حداقل از 5 زاويه نيز راه حلي براي آن مشكل ارائه دهيم.

3-    قبل از پرداختن به نقد هر مديري يك بار به خود اجازه دهيم كه نقد خويش را مدير در ميان بگذاريم. شايد آن مدير نيز حرفهايي براي گفتن داشته باشد كه جواب بسياري از سوالات ذهن پرسان ما باشد.

4-        هر سخن وقتي و هر نكته مكاني دارد. به زمان و فضاي ارائه نقد توجه كنيم و همچنين به ميزان اثرپذيري آن بر ذهن مخاطب.

5-    وقت نقد يك مدير در دوران مسئوليت وي معنا و اثر بيشتري دارد تا زماني كه مديري به هر دليلي ديگر مسئوليتي متوجه وي نيست. نوشداروي بعد از مرگ سهراب، اگر چه خاصيت خويش را از دست نداده و همچنان شفابخش است، اما ديگر سهرابي را زنده نخواهد كرد!!

6-    بپذيريم كه ديكته نوشته شده بي غلط نيست. قطعا هر مدير توانمندي اشتباهات بعضا حتي بزرگي را ممكن است در دوران مسئوليت خويش انجام دهد. پس بهتر آن است كه ابتدا از خوبي هاي يك مدير توانمند سخن بگوييم و در كنار آن به نقد وي بپردازيم. هيچ سازندگي بدون اشتباه امكان پذير نيست مگر آنكه بپذيريم انسان و يا خرد جمعي مصون از اشتباه مي باشد.

7-    شالوده فكري خويش را قبل از نقد جدا و مصون از عقده ها و اشتباهات خويش نماييم و حداقل اگر به تن كسي سوزن فرو مي بريم خود توانايي تحمل نيشتري داشته باشيم!!!

متاسفانه يكي از عادات بزرگي كه جامعه روشنفكري و تحصيل كرده گرفتار آن شده، توانا ديدن و متخصص انگاشتن خويش در اكثر علوم و زمينه هاي فكري و عملي است. جامعه بجستان مديران اثرگذار و توانمندي تا به حال به چشم خويش ديده است، اما متاسفانه هميشه در دوراني كه مسئوليتي متوجه اين عزيزان نبوده، سيل انواع نظرات و سخن ها را نثار و بدرقه راهشان كرده ايم. از نماينده دور اول بجستان جناب احمد ملازاده گرفته و مهندس آقاميري تا جناب سيد محمود مدني به عنوان مديران تراز اول حوزه شهرستان گناباد و استان و از مديران جوان و موفق شهري بجستان مانند، قاسم علي اكبرزاده ( رئيس اداره آموزش و پرورش )، حسين كريميان ( عضو شهر بجستان در دوره دوم انتخابات شوراها)، محمد نظرن‍ژاد ( شهردار بجستان ) و مرتضي مرجاني ( شهردار كنوني بجستان) و بسياري از مديران شهري و موفق بجستان كه بنده با توجه به سن و حوزه شناختم از نام ايشان بي اطلاعم همواره با نگاههاي حزبي ، منطقه اي و محلي سيل انتقادات را بدرقه تلاش و همتشان ساخته ايم.

اما اگر منصفانه و به دور از نگاه موافق و مخالف ، نگاه حزبي به كارنامه تمام مديران جوان و موفق شهري بجستان بنگريم ، نقاط روشن و مثبت زيادي در كارنامه كاري تمام اين عزيزان وجود داشته  و قطعا هيچ كدام از اين عزيزان نيز كار خويش را عاري از اشتباه تلقي نخواهند كرد.

توجه داشته باشيم كه گاهي بسياري از حرفها در مقام تئوري، تز هاي مديريتي قوي و محكمي هستند كه براي اجرا بايد شكل ، بستر و  مجراهاي زيادي پايه گذاري گردد تا به آن مقصود عالي نايل شويم.

 به عنوان مثال گفتن اينكه نماينده شهرستان بايد با قشر جوان تعامل داشته باشد و پاي سخنان قشر تحصيل كرده بنشيند، اگر چه كه در مقام تئوري حرف بسيار پسنديده و زيبايي است، اما در مقام عمل با توجه به حوزه  فعاليت يك نماينده، كاري تقريبا ناشدني و يا حداكثر محدود به چند جلسه در يك دوره نمايندگي خواهد شد. اساسا اتاق فكر، جمع هاي مشورتي فعال و متعهد، ديدگاه هاي قوي سياسي و اجتماعي در موضوعات مختلف كشوري و شهري در جوامع مترقي بر عهده احزاب، سنديكاها و سازمانهاي خيريه غير دولتي و نظاير اينها است. در حقيقت كار يك نماينده قانون گذاري است.اما متاسفانه امروزه يك نماينده جداي از اينكه براي پيشرفت و توسعه شهري بايد برنامه داشته باشد، بيشترين وقت خويش را بايد صرف ديدار با اين مسئول وآن مسئول دولتي كند تا ريالي بودجه براي اجراي افكار خويش بستاند.

داشتن اتاق فكر و گروههاي مشورتي اگر چه از سوي هر نماينده اي مي تواند شعار خوبي براي جمع آوري آرا به نفع وي باشد، ولي اساسا به علت ضعف اساسي ساختار احزاب و سنديكاها در ايران چندان علمي و اجرايي نخواهد بود و بيشتر جنبه فرمايشي خواهد داشت. كسي با تضارب آرا و ايده ها مخالف نيست، اما كار نماينده جمع آوري آرا و عقيده هاي من و شما نيست. وظيفه اصلي نماينده قانون گذاري و در اولويت بعد سازماندهي وتوسعه شهري كشور و منطقه خويش مي باشد كه امروزه به علت ضعف هاي تشكيلاتي احزاب و گروهها، همه مسئوليت بر دوش نماينده مي باشد. نماينده براي توسعه شهري بايد خود صاحب ايده و نظريه باشد. بنا به وقت محدود خويش از نظريات و تجربيات ديگران استفاده كند، نيم نگاهي به سوي نخبگان شهري داشته باشد، پاي درد دل مردم بنشيند و آنوقت اگر فرصتي پيش آمد خويشتن را از قيد بده و بستانهاي بودجه هاي دولتي رها سازد و فكر خويش را معطوف به وظيفه اصلي خويش كه همانا قانون گذاري است، نمايد. به واقع خيلي از بايدهايي كه در صورت اجراي آنها از سوي مدير مي تواند منشا تصميم گيري و تحولات بزرگي شود، در گير و دار موانع عدم توسعه متوازن شهري در كشور از بين مي رود.

امروزه يك مدير ارشد شهري به جاي آنكه حواسش معطوف به وظيفه اصلي خويش باشد و از اهرم هاي نظارتي خويش به نحو احسن در جهت پيشبرد امور استفاده كند، بايد متوجه اين مطلب باشد كه مبادا سخني بگويد كه ديگر مدير ارشد شهري از آن آزرده خاطر گردد و گرنه در كشاكش جذب بودجه آنچنان كارش به گره خواهد افتاد كه عطاي نظارت را به لقايش خواهد بخشيد.

لذا تا گذار از سوي جامعه اي نيمه حزبي ، گروهي، سنديكايي و نهاد هاي خيريه غير دولتي تا رسيدن به جامعه اي كه در آن احزاب و گروهها معرف عملكرد و تفكر بخشي از افراد شوند، همچنان مشكلات گفته شده فوق كمتر و يا بيشتر پابرجا است.

امروز تفكر ايراني بيشتر قائم به شخص مي باشد تا قائم به گروه و خرد جمعي. به قديمي ترين و ريشه دارترين احزاب كشور نگاه كنيد، مجمع روحانيون مبارز ( سيد محمد خاتمي، موسوي خويني، محتشمي )، جامعه روحانيت ( ايت الله مهدوي كني )، موتلفه اسلامي ( حبيب الله عسكر اولادي، بادامچيان)، سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ( محمد سلامتي، بهزاد نبوي) و .......

پس بياييم اندكي محطاط تر در خصوص مديران توانمند شهرمان سخن بگوييم. شايد خيلي از ايرادهاي ما در مقام تئوري حقيقي ولي در مقام عمل غير اجرايي باشد، براي عبور فاضلاب و يا پسماند آب شهري بجستان شايد استفاده از كانال كشي و لوله كشي راهكار عالي باشد، ولي عدم وجود نقشه هاي دقيق لوله هاي آب ، گاز، كابل هاي برق و تلفن شايد در بسياري از مناطق شهري بجستان را كاري غير عملي به لحاظ اقتصادي نمايد. قرار نيست تمام تئوريهاي شهري و مبلمان شهري بجستان كه تك تك شهروندان محترم بجستان براي كوچه و منطقه خويش دارند، اولا عملي و ثانيا حتي در چندين دوره شدني باشد. بالاخره بايد پذيرفت كه بودجه شهرداري ها و ديگر موسسات اداري در شهرهاي كوچكي مانند بجستان شايد توان عملياتي شدن بسياري از طرح ها و ايده هاي لازم و صواب را ندهد. شهر بجستان بيشتر نيازمند نگاه داشتن مديران تحصيل كرده و توانمند بومي خويش مي باشد تا نقادي هايي كه مي تواند در قالب يك نامه محترمانه به يك مدير ارائه گردد و بسياري از نارسايي ها را مطرح كند. فراموش نكنيم كه تمام مديران شهري بجستان در دسترس هستند و هيچ كدام در جايگاه يك وزير يا مسئول ارشد كشوري نيستند كه براي نقد و بيان اشتباهات آنها بايد روي به نويسندگي در روزنامه ها و وب سايت ها آورد به اميد انكه نظر و يا نقد ما به گوش مسئولين رسانده شود.

 به اميد موفقيت تمامي شهروندان عزيز شهرستان بجستان.

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 15:5  توسط محسن مسعودی  |
  موضوع انشا: روز معلم
   به نام خدا. در کنار پنجره نشسته بودم و داشتم به درختان حیاط نگاه می کردم که ناگهان برگی از درخت افتاد و یادم آمد(!!!) که روز معلم است و موضوع انشای این هفته هم روز معلم است. دفتر خود را باز کردم و انشایم را نوشتم:

   معلم مانند شمعی است که می سوزد و برای ما نور و گرما تولید می کند. معلم ما را خیلی زیاد دوست دارد‌‌‌‌٬ چون به ما درس می دهد و تلاش می کند که باسواد شویم تا درآینده بتوانیم کار خوبی پیدا کنیم. معلم به ما درس زندگی کردن می آموزد و به ما یاد می دهد که باید با همه و با خانواده خود مهربان باشیم. او ما را مثل فرزندان خودش دوست دارد و به ما احترام می گذارد. معلمی شغل پیامبران است. چون آنها هم به مردم درس اخلاق و خوب زندگی کردن را یاد می دادند. آنها می گفتند که خداوند انسانها را آفریده است و برای اینکه آنها خوب زندگی کنند٬ نیاز به معلمانی خوب دارند. پس ما هم برای اینکه خوب باشیم نیاز به معلم داریم. بعضی از معلمان به دانش آموزان کتک می زنند. آنها دشمن ما نیستند و اگر هم به ما کتک می زنند به خاطر این است که درس بخوانیم و چیزهای خوب یاد بگیریم و تنبلی نکنیم. من معلمم را دوست دارم و دست او را می بوسم. معلم نباید بین دانش آموزان فرق بگذارد و باید به همه آنها به یک چشم نگاه کند. روز ۱۲ اردیبهشت روزی است که آقای مرتضی مطهری شهید شدند و نام این روز٬ روز معلم شده است. ما هر سال این روز را جشن می گیریم و به معلمان خودمان هدیه می دهیم. معلم عزیزم روزت مبارک.           اردیبهشت۱۳۷۷ اول راهنمایی مدرسه شهید عبدالهی.

   چکیده ای از انشای سال اول راهنماییم بود که آنرا در دفتر خاطراتم حفظ کرده ام و به این بهانه خواستم این روز فرخنده رو به همه معلمین و اساتید عزیزتر از جانم تبریک و تهنیت بگویم و از زحمات آنها تشکر کنم. همچنین جا دارد این روز عزیز را به همه معلمین واساتید گرانقدر ایران خصوصا آقایان حمید عبدالهیان٬ حسین کریمیان٬ محسن مسعودی٬ حمید رضا رمضانی٬ مجید علیشاهی٬ محمد حسین مجیدی و همچنین دایی و خواهر عزیزم تبریک و تهنیت بگویم و آرزوی توفیق توفیق روزافزون برای شما دارم.

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 11:9  توسط مجتبی جانبیکی  |
  ارزش افزوده درخت توت

-دیروز در جلسه ای در شرکت صحبت بر سر ایجاد ارزش افزوده و اینکه ارزشها و زمینه های ارزش آفرینی شرکت چیست، بود. قبل از هر چیز این سوال مطرح بود که اصلا ارزش افزوده یعنی چه؟ و تفاوت آن با ارزش چیست؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 16:8  توسط محمدرضا نظرنژاد بجستانی  |
  دعوت به جلسه هم اندیشی فرهیختگان بجستان در تهران

 

اگر معتقدید بجستان به آنچه که حقش است نرسیده.

اگر می خواهید برای شهر اجدادی خود گام مثبتی برداریم.

اگر باور دارید که آینده در دستان ماست.

اگر می خواهید فضای رخوت را از شهرمان بزدائیم.

اگر می خواهید دین خود را به خانواده مان ادا کنیم.

اگر معتقدید که حق گرفتنی است و نه دادنی.

اگر...

اگر...

...

منتظریم.

منتظریم تا در جلسه هم اندیشی فرهیختگان بجستان حرف های شما را بشنویم. می خواهیم در فضایی صمیمی و یک دل گرد هم بیائیم و بدون تعارف داشته ها و نداشته هایمان را برملا کنیم تا با همفکری و تلاش بتوانیم برای سربلندی و عزت شهرمان بیندیشیم. از همه دانشجویان و دانش آموختگان بجستان و روستاهای اطراف دعوت می کنیم با حضور در این جلسه ما را از برنامه هایشان برای اعتلای بجستان آگاه کنند.

 

جمعه بیستم اردیبهشت ماه ساعت 10 تا 13

خیابان کریم خان. خیابان خردمند شمالی نبش خيابان بهادري. پلاك ۱۴۹. شرکت آزمایشگاه فنی و مکانیک خاک وزارت راه و ترابری

 

موضوعات گفتگو:

-         ارزیابی همایش نوروزی (اولین نشست سالانه دانشجویان و دانش آموختگان)

-         معرفی دبیر و تقسیم کار برای همایش شهریور ماه

-         ارائه طرح ها برای کمک به انتخاب رشته دانش آموزان در کنکور سراسری

-         آسیب شناسی فعالیت فرهنگی و اجتماعی زنان در بجستان

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 11:48  توسط حمید عبداللهیان  |
  مدنی فرصتی که از دست رفت

به عنوان یکی از پیگیرترین منتقدان آقای مدنی باید بگویم که از رأی نیاوردن ایشان بسیار ناراحت شدم. زیرا معتقدم با وجود انتقادهای متعددی که بر ایشان داریم هنوز هم یکی از مفیدترین و تواناترین افراد برای کمک به بجستان است. همه ما امیدواریم که ناامید نشود و تا حد توان برنامه هایش را برای اعتلای شهر ادامه دهد. هیچ کس نداند ما می دانیم که برای شهر گناباد آقای مدنی از خیلی از همشهری هایشان مفیدتر بود و بیشتر خدمت کرد. اگر بحث پیگیری و دلسوزی باشد هیچ کدام از نماینده های پیش از این به نظر ما نتوانستند اندازه آقای مدنی پیگیر کارها باشند. اگر خوش بینانه به قضایا نگاه کنیم شکست آقای مدنی در این دوره می تواند لطف خدا باشد. فرصتی است که خدا به او داده تا با فراغ بیشتر به ارزیابی عملکرد خود در این دوره چهارساله بپردازد. مسلماً ایشان خود را معصوم نمی داند و اگر دقیق بنگرد اشتباهاتی در این مدت داشته که می تواند اصلاح کند یا فرصتی برای کار بهتر داشته که از دست داده است. بازهم لازم است یادآوری کنم که به عنوان دوستدار ایشان می نویسم و تذکری می دهم شاید که مفید باشد. دلایل شکست آقای مدنی را می توان در چند مورد بر شمرد.

1-      عدم برخورداری از مشاوران لایق- اشکالی است که متاسفانه دامنگیر بسیاری از مدیران می شود. اعتماد به نفس بیش از حد و تکیه بر دانسته های خود باعث می شود که تلاش برای به روز رسانی صورت نگیرد. در نتیجه مدیر یا مسئول درجا زده یا پسرفت خواهد داشت. فاصله ای که بین آقای مدنی و مردم حوزه انتخابیه اش ایجاد شد ناشی از همین ضعف آشکار بود. گرچه در رأی آوردن و به مجلس رفتن روشهای سنتی رفتار اجتماعی می تواند مفید باشد اما برای ماندن در عرصه باید نوآوری و دانش جدید به کار گرته شود. کسانی که آقای مدنی با ایشان مشورت می کردند یا احتمال مشورتشان هست در منطقه از خود ایشان از نظر اجرایی یا دانش روز جلوتر نبودند. در نتیجه ممکن بود برایشان شبهه دانش بیشتر پیش آید. بارها در همین وبلاگ و در جاهای دیگر این ضعف را خاطر نشان کردیم که متاسفانه جدی گرفته نشد.

2-      عدم توانایی مدیریت بحران. در آخرین ماههای قبل از انتخابات سازهای مخالفت از بعضی مناطق حوزه انتخابیه برخاسته بود که باید به آن رسیدگی می شد ولی شاید آقای مدنی آنها را زیاد مهم تلقی نکردند. می شد درباره نارضایتی مردم فخر آباد و جزین و زین آباد و بعضی از گروههای گناباد با روشی متفاوت برخورد کرد تا رأی آنها از دست نرود. عدم برخورد درست باعث شد که آقای مدنی در این اواخر منفعل شوند و ابتکار عمل از دستشان خارج شود. مشاور آگاه و توانا در این قسمت جایش بسیار خالی بود.

3-      تکیه بر احساسات. در شهرهایی مثل بجستان مسلم است که احساسات بسیار بیشتر از عقلانیت و منطق می تواند باعث شکل گیری خیزش های اجتماعی باشد. تکیه اقای مدنی در انتخابات قبل بر همین نکته بود. احساسات قومی و شهری و خوشنامی خانواده مدنی باعث رأی آوردن ایشان شد و طبیعی است وقتی در بین عامه پایه عقلانی بنا نشده باشد به زودی آن احساسات می تواند تغییر جهت دهد. اگر با برنامه های روشن می شد ضرورت رأی دادن به مدنی را به همه تفهیم کرد جایی برای رگ گردن برافروختن و استفاده از مظاهر احساسی دیگر نبود.

4-      دافعه بدون جاذبه. پیش از این هم گفته ایم در رفتار آقای مدنی نوعی جدی نگرفتن نسل جوان شاهدیم که باعث متفرق شدن علاقه مندان می شود. بجستان در حال حاضر حدود هزار دانشجو دارد و گناباد رقمی بسیار بیشتر از این. اما از سوی آقای مدنی تلاشی در جهت نزدیک شدن به این جوانان دیده نشد. نه جلسه ای، نه دعوتی از سوی ایشان و اگر دانشجویان دعوت کردند آقای مدنی تنها پیام دادند. جوانانی که با اشتیاق برایشان صحبت کردند با عباراتی مثل «این نظر شما خیلی کلی است»یا «شما خیلی ساده اید» مواجه شدند و انگیزه شان را برای کمک از دست دادند.با این وجود در بین جوانان به نظر من این عده ای هم که رأی دادند از سر بلند همتی و بزرگواریشان بود. بد نیست آقای مدنی از میزان محبوبیت خود قبل و بعد از نمایندگی ارزیابی کنند.

5-      مدافعان ناتوان- از قدیم گفته اند اگر می خواهی کسی را گرفتار شکست کنی از اوبد دفاع کن. بیشتر دوستداران آقای مدنی در واقع باعث شکست ایشان شدند. در بجستان مسلم بود که همه به ایشان رأی خواهند داد بنابر این ستاد تبلیغاتی گسترده راه انداختن و حضور فراوان مردم فایده ای نداشت. بجستانی ها هم خانواده آقای مدنی به شمار می آمدند و تبلیغ ضروری نبود. کانون های تبلیغ باید به گناباد و جاهایی که نیاز واقعی به تبلیغ داشتند برده می شد. کسانی که بین مردم از طرفداران ایشان به شمار می آمدند از نظر فکری روشن نشده بودند. اینکه ایشان سید بزرگوار است و ایشان برادر شهید هست و ایشان فرزند مرحوم امام جمعه است فاکتورهایی است که در دیگران هم می توانست وجود داشته باشد و اینها برای مجاب کردن یک بیگانه یا نا آشنا کافی نیست.

6-      نداشتن روحیه سیاسی. این نکته به نظرم عیب نیست و خوشبختانه حسن آقای مدنی به شمار می آید. سیاست به مفهوم ماکیاولیستی آن قابلیت های ژنتیک و نژادی می خواهد و خوشبختانه در آقای مدنی نیست. ماندن به هر بهایی شده و به هر شکل، الفبای سیاستی است که می گویند پدر و مادر ندارد. کسی که بخواهد به هر بهایی بماند از خیلی از شعارهای خود می گذرد و ریاکاری می کند و مردم را تحمیق می کند و حتی مبالغ کلان صرف می کند زیرا برای او ماندن تنها مهم است. خوشبختانه خانواده سالمی که مدنی داشته و انسانیتش باعث می شود که در جاهای باریکی اینچنین بازنده باشد. آقای مدنی باید بپذیرد که به این مفهوم آدمی سیاسی نیست و خوش به حالش.

7-      یک کاندیدا نماینده و سخنگوی کسانی است که به او رأی دادند و آقای مدنی بیش از بیست هزار نفر حامی دارد. اگر چه رأی نیاورده است ولی برنامه هایش مورد حمایت این تعداد است. بنابر این کارش پایان نیافته و باید به هر روشی که می تواند برنامه هایش را ادامه دهد. به خاطر اشتباهاتی که باعث شده رأی نیاورد باید خود را مسئول بداند. بالاخره عده ای به نفع ایشان داوطلب نشدند یا رد صلاحیت شدند و ایشان باید این نکته را به خاطر داشته باشند. معمولاً کاندیداهایی که رأی نمی آورند مسئولیت شکست خود و حامیانشان را بر عهده می گیرند و اگر اشتباهی بوده از آنان معذرت می خواهند. بالاخره این بیست هزار نفر می توانستند از کاندیدای رقیب آقای مدنی حمایت کنند و در نتیجه فرصت های بهتری فراهم کنند. آقای مدنی این نکات را باید در نظر بگیرد. در پایان توقع داریم دفتر ایشان هم بحثی تحلیلی درباره دلایل رای نیاوردن ایشان برای تنویر افکار عمومی داشته باشد.

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 21:8  توسط بجستانی  |
  حکایت مدیریتی "تله موش"

متن حكايت

موش ازشكاف ديوار سرك كشيد تا ببيند اين همه سر و صدا براي چيست. مرد مزرعه دار تازه از شهر رسيده بود و بسته‌اي با خود آورده بود و زنش با خوشحالي مشغول باز كردن بسته بود .موش لب‌هايش را ليسيد و با خود گفت :«كاش يك غذاي حسابي باشد. اما همين كه بسته را باز كردند، از ترس تمام بدنش به لرزه افتاد چون صاحب مزرعه يك تله موش خريده بود. موش با سرعت به مزرعه برگشت تا اين خبر جديد را به همه حيوانات بدهد. او به هركسي كه مي‌رسيد، مي گفت: «توي مزرعه يك تله موش آورد‌ه‌اند، صاحب مزرعه يك تله موش خريده است . . .».


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 10:35  توسط محمدرضا نظرنژاد بجستانی  |
Template Design By: M.Nazarnezhad