قبل از هر چیز از همه بجستانی های مطلع که در زمینه این مقاله اطلاعاتی دارند
یا مطلعی را می شناسند می خواهم که با درج مطالب شان به غنای این نوشته ها کمک کنند
تا نویسنده درست تر بتواند قضاوت کند و سندهای ماندگاری برای آیندگان باشد.
یکی از مسائلی که مدت هاست ذهنم را به خود مشغول کرده، ویرانی شدیدی است که آثار و بناهای قدیمی بجستان در این چهل ساله اخیر تحمل کرده است. تنها بنای تاریخی بجستان که خوشبختانه قدیمی ترین آن ها هم هست مسجد جامع بجستان مربوط به دوره تیموری است که بعدها مفصل تر به آن خواهم پرداخت. مسجد جامع به خاطر قداست آن و استحکام بنا تا کنون پابرجا مانده ولی آثار دیگر به دلایل مختلف که مهم ترین آن به نظر من سهل انگاری خودمان است، از بین رفته است. مهم ترین و دریغ ترین خسارت ویرانی قلعه قدیمی بجستان است.
قلعه بجستان
ساختن یک بنای بتونی و شیک مثلاً برای بانک یا باشگاه ورزشی بر روی خرابه های یک قلعه قدیمی بدون توجه به قدمت و ارزشمندی آن خرابه از عجایبی است که تنها در بجستان می توان شاهد آن بود. همشهری های جوان شاید ندانند که یکی از قدیم ترین مظاهر تمدن و شهر نشینی در بجستان پارک قلعه در سراشیبی پایین تر از چهار راه اصلی شهر(وحدت) است. بجستانی های سابق آن را به اسم حندق(خندق) می شناسند و پدران و مادران ما در طرف دیگر خیابان حسینیه قلعه را به خاطر دارند که باز هم از بناهای قدیمی بجستان بوده و مراسم مذهبی بزرگ مثل عاشورا در آن برگزار می شده است. نام حسینیه قلعه هم از همین قلعه ای که امروز دیگر وجود ندارد، گرفته شده است. قلعه یا ارگ بجستان مهم ترین استحکامات نظامی بجستان بوده که شاه نشین یا محل زندگی حاکم یا خان هم بوده است و قبل از انقلاب تنها تپه ای مرتفع از آن باقی مانده بود که بعدها شاید مسئولان فکر کردند این تپه از آغاز بوده و برای ساخت بنایی ناساز بر سر آن خلق شده بوده. تپه های مرتفع خاکی در شهرهای قدیمی خبر از بناهای بزرگی می دهند که به مرور زمان فرسایش آن ها را از بین برده است( نمونه آن تپه هگمتانه در وسط شهر همدان که به خوبی از آن محافظت می شود یا تپه چغازنبیل در نزدیکی شوش و هزاران مورد دیگر). از شواهد بر می آید که این قلعه یک قلعه تدافعی مستحکم بوده است. شما اگر قطر دایره قلعه را در نظر بگیرید خواهید فهمید که بقایای یک بنای وسیع احتمالا با باروهای متعدد بوده است. هم چنین ارتفاع خاک ها نشان می دهد که بنا بلند و مشرف بر قسمت زیادی از شهر و زمین های مزروعی بوده. این حجم انبوه خاک و نخاله که ریخته شده در حالت نشست و فرسایش بنا است و بنای اصلی از این بسیارمرتفع تر بوده است. در گرداگرد قلعه خندقی عریض و عمیق وجود داشته که بقایای آن به صورت میدانگاهی گود و وسیع دیده می شود که عمقش باز هم با وجود فرسایش و ریختن اطرافش در بعضی نقاط به حدود دو متر می رسد. این میدان گاهی در سال های اول انقلاب به عنوان میدان مشق و مانور نظامی مورد استفاده قرار می گرفت. این خندق گرداگرد قلعه را فرا می گرفته و احتمالا در مواقع ضروری پر آب هم می شده (با توجه به این که آب قنات های بزرگ شهر هم از کنار همین خندق می گذرد) مصالح قلعه بیشتر از خشت خام بوده(من خودم خشت یا آجری مشاهده نکردم) و به همین دلیل زود ویران و تبدیل به خاک شده است. در معماری سنتی بجستان به نظر می رسد که از خشت پخته برای نما استفاده می شده است برای همین میزان آن در بناها کمتر است. (برای نمونه در مسجد جامع) قلعه جنبه تدافعی داشته چون در منتها الیه شهر و در میانه دو محله قدیمی و التقای زمین های کشاورزی بوده است. (بجستانی های قدیم بیشترتابستان را در مزرعه ها می گزراندند یا مثل بیشتر اقوام ییلاق قشلاق می کردند.) جای کنونی قلعه در دسترس ترین جا برای گریختن از حمله دشمنان بوده است. مردم در هنگام حمله بیگانگان در قلعه جمع می شده اند و احتمالا منتظر می مانده اند تا مهاجمان بروند. بنابراین نیاز به استحکام قلعه بوده است. برج های دیده بانی هم در سرتاسر مزارع بجستان دیده می شوند که از آن جا خبر نزدیک شدن دشمنان را با فریاد یا آتش مخابره می کرده اند. قلعه در یا درهایی داشته که خبری از آن ها ندارم. معمولا حاکم و خاندان حکومتی هم در ارگ زندگی می کرده اند که خانه هایشان با بقیه مردم تفاوت داشته و مجلل تر بوده است. نیروی نظامی اندکی هم در آن نگهبانی می داده اند یا در صورت نیاز با دشمنان درگیر می شده اند.
با این توصیفات ساختن یک بنا که در بیشتر موارد بی استفاده مانده و کارایی ندارد بر روی ویرانه های یک اثر قدیمی هیچ محملی برای توجیه ندارد برای فضای اضافی اطراف آن هم به فکر ساختن آب نما و چمن کار افتادند. چون ویرانه های زیر بنا کوبیده نشده بودند آب نماها هر چند وقت نشست می کردند و با اب دادن چمن ها هم سوراخ های متعدد در چمن ها ایجاد می شد و حتی ساختمان هم در جاهایی نشست کرد. این ساختمان به ظاهر شیک مسئول و متولی مشخصی هم نداشت اوائل انقلاب به خاطر دارم که مدتی کتاب خانه بود و ما در سال های ابتدایی در آن جا کتاب می خواندیم. بعدها بانک شد و ظاهراً مدتی جهاد سازندگی بود. بعد سالن کشتی و کانون فرهنگی و سالن بدن سازی و...حتی مدتی مسکونی شد. هیچ مرکزی به فکر جلوگیری از ویرانی آن نبود وبرای احیای آن کسی کاری نکرد.
رباط شاه عباسی بجستان
در جایی که الان بخشداری بجستان است و روبروی آن در طرف دیگرخیابان از میدان شهدا تا مسجد امام رضا تا مدتی پیش بقایای یک کاروانسرای مخروبه وجود دااشت که در سال های اول انقلاب یکی دو زیرطاقی و شبستان آن هنوزبود. این کاروانسرا در شمالی ترین قسمت بجستان و ظاهراً در دوره شاه عباس ساخته شد. شاه عباس در درجه اول برای منافع خودش و در درجه دوم برای عمران کشورش در سراسر کشور رباط هایی ساخت که از نظر معماری در روزگار خودش بسیار نوآورانه و ناشی از دوراندیشی بودند. این رباط ها حجره های کوچکی برای اطراق مسافران و حتی فقیران شهر و محل تعلیف احشام مسافران داشت. هنوز هم در سراسر ایران می توان رباط های بسیاری مشاهده کرد که سالم مانده اند و هنوز هم قابل استفاده اند. اما رباط بجستان در جریان طرح خیابان کشی غلط بجستان از بین رفت و دیگر امروزه چیزی از آن باقی نمانده است.
حسینیه قلعه
یکی دیگر از بناهای قدیمی بجستان که نمادی از اتحاد و هم دلی اجدادمان بود بنای حسینیه قلعه بود. همچنان که قبلاً گفتم حسینیه قلعه در مقابل قلعه در طرف دیگر خیابان قرار داشت در جایی که الان دیوارهایی آجری برای آن بدون هیچ درو بنایی ساخته اند اما کاربرد آن تنها در دو روز تاسوعا و عاشورا برای عزاداری سرور شهیدان است و ندیده ام که استفاده دیگری از آن بشود. حسینیه هم بنایی مرتفع بوده و به طوری که شنیده ام شبستان هایی برای نشستن عزاداران داشته و زنان هم بیشتر بر بام حسینیه می نشسته اند. دلیل خرابی آن را نمی دانم شاید بازهم برای خیابان کشی شهر بوده یا به دلیل عدم رسیدگی خراب شده است. چرا کسی به فکر حفظ یا مرمت آن ها نبوده است؟ در بیشتر موارد نیازی به زمین و کمبود جا نبوده که حتما اثر باید ویران می شده است. می توانسته ایم اثر تاریخی را دور بزنیم یا راه را در جای دیگری بکشیم اما چرا نکرده ایم خدامی داند.
- سوال های نویسنده
- نگارنده درباره تاریخ بنای موجود بر روی قلعه، زمان ساخت آن و متولیان آن و نیز از بنایی که قبل از آن وجود داشته و شکل و اندازه آن و...ندارم. اگر دوستان در این باره مطلبی دارند حتماً بیان فرمایند.
- نگارنده هیچ خبری از شکل و معماری حسینیه قلعه ندارم. هم شهریان اگر خبر یا عکسی دارند اعلام فرمایند.