تبليغاتX
انجمن دانشجویان و دانش آموختگان بجستان
  صفحه نخست ::  آرشیو مطالب ::  گروه اینترنتی  ::  تماس با ما
 درباره وبلاگ

این وبلاگ به قصد فعالیت فرهنگی، اجتماعی و علمی بر محور بجستان و روستاهای آن تشکیل شده است. نویسندگان آن قصد ورود به مسائل سیاسی و جناحی ندارند و از همه نظرهای سازنده برای آبادانی بجستان استقبال می کنند.این انجمن متعلق به همه دانشجویان و دانش آموختگان بجستان است و همه این دوستان عضو این انجمن هستند این انجمن آمادگی خود را برای هر گونه کمک به ادارات و نهادهای بجستان در راه اعتلای زادبوم عزیزمان اعلام می دارد.
قلب هر بجستانی که برای بجستان نمی تپد، نتپد.

بانک اطلاعات
خبرنامه

نام:    
ایمیل:




نوشته های پیشین
نویسندگان
پیوندها
Powered By
BLOGFA.COM



  گزارشي غير رسمي از يك فراخوان استخدامي در بجستان

چندي پيش به دلايلي نياز به استخدام دو نفر نيروي كار ( يك خانم – نيمه وقت  و يك آقا –تمام وقت ) در داروخانه دكتر حسيني پديد آمد . از آن جا كه داروخانه يكي از حلقه هاي مهم در چرخه ي سلامت  به شمار مي آيند و جنس كار آن كاملن خاص و تقريبن تخصصي است  نيروهايي كه در اين مكان مشغول به كار هستند بايد آموزش ديده و داراي معيارهاي ويژه يي باشند . لذا براي استخدام اين دو نفرتعداد 25 آگهي در قطع A4  در بانك ها – بيمارستان – مساجد - فروشگاه ها و معابر اصلي  شهر بجستان نصب گرديد و از زمان نصب مهلتي سه روزه در اختيار متقاضيان قرار گرفت . تنها شرط ذكر شده در آگهي داشتن حداقل مدرك ديپلم بود و البته براي آقايان روشن بودن وضعيت نظام وظيفه اهميت داشت .متقاضيان با مراجعه به محل فرم هاي مخصوصي را پر مي كردند و مصاحبه ي كوتاهي با هر كدام توسط اين جانب به عمل مي آمد كه يكي از معيار هاي گزينش ، نحوه ي  ارتباط و پاسخ دهي به همين يكي دو پرسش معمولي بود . در واقع من  انتظار داشتم از ميان چند نفري كه مراجعه مي كنند به راحتي بتوانم دو نفر را انتخاب كنم . اما با كمال تعجب 48 نفر آقا و 60 نفر خانم مراجعه كردند و فرم را پر نمودند . البته تا چندين روز بعد نيز مراجعات بسياري داشتيم كه ثبت نشدند .

 نتايجي كه در پايان اين مدت به دست آمد براي من جالب و غير منتظره بود و به همين خاطر تصميم گرفتم تحليل كوتاهي از آن را در اختيار دوستان عزيز قرار دهم . البته لازم به ذكر است كه در اين گفتار به هيچ عنوان قصد ارايه ي سخني تخصصي در حوزه ي جامعه شناسي يا آمار يا ... ندارم و چه بسا استدلال ها و شيوه ي استنباط من نادرست باشد . اما به هر رو به دليل بعد اجتماعي يي كه اين فراخوان پيدا كرده بود ، وظيفه ي خود مي دانم نتايج آن را به اطلاع فرهيخته گان عزيزي برسانم كه اغلب با نگاهي باريك تر و متفكرانه به قضايا مي نگرند . ضمن اين كه شايد اين داده ها بتواند ما را به شناخت بيشتر زيست بوم مان هدايت كند.

    

  1. به طوري كه ملاحظه مي كنيد ميزان پاسخ دهي زنان به اين فراخوان گسترده تر از مردان بود . در جامعه ي مرد سالار ايران هنوز جاي گاه اجتماعي زن متزلزل است و زنان به دليل همان محدوديت ها و رشد نيافته گي تاريخي محكوم به يدك كشيدن نام جنس دوم هستند و از امتياز ها و فرصت هاي اجتماعي كمتري برخوردارند . اين در حالي است كه نسل جديد زن هاي ايراني عزم خود را جزم كرده اند كه سهم خود را باز ستانند . در شهرستان بجستان هم با وجود همه ي محدوديت ها اين قضيه در همگرايي زنان در حمايت از تنها كانديداي زن دوره ي سوم شوراهاي شهر نمود پيدا كرد . استقبال گسترده ي خانم ها از اين فراخوان نيز در مقياس بسيار كوچكتري گوياي همين اراده و ميل زنان براي ايفاي نقش پررنگ تري در تعاملات اجتماعي است . اين مساله به خصوص بايد مورد توجه دقيق و اكيد مسوولان و مديران و سياست گزاران ما قرار بگيرد تا با تقسيم عادلانه ي فرصت ها ي اجتماعي تعادل و پويايي را به جامعه ي خود بازگردانيم .
  2. بر طبق اطلاعاتي كه در مصاحبه ي كوتاه از متقاضيان به عمل مي آمد به اين نتيجه رسيدم كه بر خلاف روي كرد مردان به اين فرصت شغلي كه تمامن و اكيدن با انگيزه ي تامين مادي صورت مي گرفت ، انگيزه ي زنان بيشتر شركت در يك رفتار اجتماعي و به عهده گرفتن نقش اجتماعي بود و مسايل مالي و مادي چندان مورد توجه خانم ها نبود . به طوري كه بارها شنيدم كه خانم ها بيان مي كردند ميزان حقوق و درآمد برايشان اهميتي ندارد و فقط مي خواهند از مزاياي اجتماعي داشتن يك شغل بهره مند شوند . اين مساله باز هم گوياي همان اراده ي  زنان براي كسب هويت اجتماعي است گو اين كه همين مساله باعث شده است كه حقوق زنان به طور كامل برآورده نشود و ارزش كمتري براي كار يك زن در نظر گرفته شود و اين به معناي دامن زدن به همان محدوديت هاي هميشه گي و ورود به يك سيكل معيوب است .
  3. از مجموع 48 نفر مرد ، 7 نفر داراي مدرك ليسانس و 2 نفر داراي مدرك كارداني بودند.  از مجموع 60 نفر زن ، 13 نفر داراي مدرك ليسانس و 9 نفر داراي مدرك كارداني بودند . يعني از مجموع ۱۰۸ نفر ، ۲۹ نفر مدرك ليسانس و ۱۱ نفر مدرك كارداني داشتند .ضمن اين كه تعداد بسيار زيادي از اين جمع داراي گواهينامه هاي مختلف كار با رايانه و نرم افزار ها ي مختلف  و حسابداري و ... بودند .

اين مساله نشان دهنده ي همان فاجعه يي است كه همه مي دانيم و آن نا متناسب بودن ورودي دانش گاه ها و تعداد دانش آموخته گان با فرصت هاي شغلي و زمينه هاي حرفه يي است . البته دارويار يا نسخه پيچ داروخانه بايد اطلاعاتي حداقل در حد كارداني داشته باشد و آموزش هايي در همين سطح ببيند كه متاسفانه چنين رشته ي دانشگاهي در كشور ما وجود ندارد ، اما گرايش اين تعداد نيروهاي تحصيل كرده به كاري كه با ميزان و زمينه ي تحصيلاتي ايشان نامرتبط است گوياي نابساماني غريبي در زمينه ي هدايت نيروي كار و فراهم كردن فرصت هاي شغلي متناسب با نياز هاي جامعه و خروجي دانشگاه ها است .

 

  1. از مجموع اين افراد ، 22 نفر از مردان و 9 نفر از زنان ساكن روستا بودند . يعني 26 نفر از مردان و 51 نفر از زنان ساكن شهر بودند . از اين داده ها مي توان استنباط كرد كه زناني كه در روستا زنده گي مي كنند به ميزان كمتري تمايل به كسب اين فرصت شغلي از خود نشان داده اند و اين مي تواند گوياي اين باشد كه اولن محدوديت هاي اجتماعي در روستاها باعث عدم رشد و ترقي خواهي زنان مي شود. ثانين زناني كه در شهر زنده گي مي كنند به دليل بهره مندي از ابزار و امكانات و فرصت هاي اجتماعي گوناگون ( هر چند محدود ) نسبت به حقوق خود آگاه تر بوده و داراي مشاركت، ميل و اراده ي قوي تري  جهت كسب جايگاه و هويت اجتماعي و خروج از انزوا و محدوديت هاي تحميل شده بر خود ، مي باشند .
  2. از 48 نفر مرد متقاضي ، 29 نفر داراي كار يا سابقه داشتن كار بودند . اين رقم در مورد زنان به 22 مي رسيد . هر چند كارهايي كه به عنوان شغل فعلي يا سابقه ي كار برشمرده مي شدند از كارگري ساده تا قرارداد هاي موقت يا فروشنده گي و ... متغير بودند و تنها چند نفر از كل اين تعداد از حقوق و مزاياي واقعي برخوردار بودند . اين قضيه گوياي بحران بيكاري است و هم چنين عدم رعايت حقوق كارگر توسط كارفرمايان مي باشد . البته بديهي است وقتي تعداد جوينده گان كاري كه حاضرند با حقوق و مزاياي محدود دست به انجام كار بزنند ، خيلي بيشتر از فرصت هاي شغلي باشد ، خواه ناخواه حقوق كارگران  وضعيت ناپايدار و آسيب پذيري به خود مي گيرد و اين در مسير توسعه ي انساني و اجتماعي جامعه گامي به عقب تلقي مي شود .

ضمن اين كه با مقايسه ي سرانگشتي نسبت زناني كه داراي كار يا سابقه ي كار بوده اند در مقابل نسبت مردان داراي همين امتياز ، باز هم  به اين نتيجه ي تلخ مي رسيم كه توزيع فرصت هاي شغلي ميان زنان و مردان به هيچ وجه عادلانه نيست و اساسن الگوهاي شغلي خاصي براي زنان وجود دارد و يك زن به همان اندازه ي مرد آزادي انتخاب هر شغلي را ندارد . البته اين ها تمامن بديهياتي است كه در جاي جاي جامعه به چشم مي خورد . براي مثال يك الگوي پذيرفته شده و مانوس براي كار زنان در جامعه ي ما كارمندي و معلمي است و زنان در انتخاب مشاغل آزاد از ابتكار عمل و آزادي چنداني برخوردار نيستند چرا كه الگوهاي ذهني جامعه بسياري از مشاغل را براي يك زن مناسب نمي داند .

  1. داده ي قابل بررسي ديگر ، ميزان افراد متاهل در هر گروه جنسي است . از ميان مردان 28 نفر متاهل و از ميان زنان 42 نفر متاهل بوده اند . اين مي تواند به اين معنا باشد كه دختران جوان و مجرد از آزادي و ابتكار عمل جهت جستجوي شغل هم بهره مند نيستند و اين آزادي تنها  پس از ازدواج . استقلال نسبي از نهاد هاي سنتي خانواده ها و آن هم – احتمالن – در سايه ي نيازهاي مالي خانواده و به انگيزه ي تامين برخي از مخارج خانواده به دست مي آيد .
  2. در پايان بايد بگويم كه نفس پاسخ دهي به يك فراخوان محلي در يك شهرستان كوچك ، كه در مدت بسيار كوتاهي با اين وسعت انجام پذيرفت ، مي تواند بيانگر عطش جامعه براي كاريابي و استقبال از اطلاع رساني در شرايط برابر باشد . در يك كلام بايد گفت بسياري از جوانان گوش به زنگ هستند تا از فرصت هاي شغلي اطلاع پيدا كنند و به خصوص هر چه محدوديت ها و شرايط ويژه براي احراز يك  شغل كمتر باشد ، در مقابل با خيل عظيم تري از جوينده گان كار روبه رو خواهيم بود كه اين مي تواند بيان گر رقم نزديك به واقع تري از بيكاري باشد . براي مثال اگر براي شغلي مانند بازاريابي فقط دارنده گان مدرك كارشناسي اقتصاد يا ... كه ساكن شهر بوده و مجرد باشند ، منظور نظر مان باشد ، احتمالن با تعداد اندكي متقاضي روبه رو باشيم . اما كافيست كه يكي از شروط مثلن گرايش رشته ي تحصيلي را برداريم تا با حجم بالاي تقاضاي كار روبه رو شويم .
  3. در حاشيه ي اين جريان يكي دو مورد هم به چشم خورد . تعدادي از افراد فقط از سر تفنن و كنجكاوي و بدون هيچ اميدي به احراز شغل جلو آمده بودند . تعدادي هم آن قدر از كسب اين فرصت شغلي مايوس بودند كه پس از ثبت نام زحمت پيگيري و اطلاع از نتيجه را هم به خود هموار نكرده بودند . اين مي تواند گوياي دلسردي و نااميدي طيفي از بيكاران و جوينده گان كار در جامعه ي ما باشد كه در نوع خود معضلي است و نياز به آسيب شناسي و بررسي هاي دقيق جامعه شناسانه و روانشناسانه  دارد .

در پايان از تمامي عزيزاني كه به دعوت ما پاسخ دادند سپاسگزاري مي كنم و تلاش شان برايم ارجمند است . آرزوي موفقيت براي تك تك اين عزيزان دارم و اميدوارم روزي برسد كه تمام جوانان ما اميدوار- پرانرژي - خلاق و داراي انديشه و آگاهي باشند .  

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 4:52  توسط ابوالفضل حسینی  |
  آگهی استخدام
داروخانه دکتر حسینی استخدام می کند:

۱.نیروی تمام وقت     مرد      یک نفر - حداقل مدرک دیپلم /  آشنا به رایانه و زبان انگلیسی/ مشخص بودن وضعیت نظام وظیفه  

۲. نیروی نیمه وقت     زن     یک نفر - حداقل مدرک دیپلم /  آشنا به رایانه و زبان انگلیسی

از علاقه مندان و واجدان شرایط دعوت می شود تا تاریخ ۲۸/۳/۸۷ به محل داروخانه مراجعه و فرم ویژه را پر نمایند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 0:53  توسط ابوالفضل حسینی  |
  فیلمنامه ( یک مستند داستانی)

سرخ مثل انار، خون مثل جگر

داخلی - روز- کلاس اول یک دبستان در بجستان

دوربین بچه ها را که در جای خود نشسته اند ، در کادر گرفته است. بچه ها همه با هم کلماتی را ادا می کنند.

معلم با یک تکه چوب به کلمات روی تخته اشاره می کند و دانش آموزان آن را می خوانند :

دا    را       انار   دا   رد .

ســــــا  را   انار   دا  رد .

بـــا بــــا    انار   دا   رد.

بـــا بـــا    انار   دا   رد.

بــــا بـــا   انار   دا   رد.

....

صدای زنگ مدرسه بچه ها را به جنب و جوش می آورد و همه مشغول جمع کردن کیف و کتاب خود می شوند.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 17:13  توسط ابوالفضل حسینی  |
  دست مریزاد بچه ها !

همایش دانش جویان و دانش آموخته گان بجستان در شرایطی برگزار شد که دلسردی و ناامیدی ناشی از نتیجه ی ناخشنود کننده ی انتخابات اسفند ماه مجال درک اهمیت و ضرورت این حرکت مهم را به بسیاری از افراد نداد. اما با این حال این حرکت در فضایی صمیمانه و بی ریا به یمن نیرو و اراده ی جوانان برگزار گردید. این نشست ها فقط از نظر ارایه ی راه کارهای عملی برای توسعه و پیشرفت اهمیت ندارد بلکه نفس در کنار هم قرار گرفتن نیروی انسانی و گفتگو و شنیدن حرف های یکدیگر یکی از مهمترین پیش نیازهای توسعه در ابعاد انسانی و اجتماعی است که گویا برگزار کنندگان این نشست به خوبی به اهمیت آن پی برده اند.

این روزها همه می گویند بجستان در آستانه ی تحول و جهشی عظیم قرار گرفته اما بسیاری از ما نمی دانیم اولن چرا چنین موقعیتی خلق شده و دوم این که چه گونه از این موقعیت می توان به سود پیشرفت شهرستان استفاده کرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 5:12  توسط ابوالفضل حسینی  |
  نوروز باستانی مبارک
بهار دلکش رسید و دل به جا نباشد ...

پس از یک زمستان واقعی - سرد و بلند - با بارندگی کم و بی نفتی و بی گازی و سرمازدگی باغات و قضیه ی انتخابات ( از اول تا تبلیغات و اجرا و نتیجه ی نا دلچسب و تحصن و ... ) و بسیار بسیار ها ...

با هزاران امید و آرزو  سال نو را تبریک می گویم و امیدوارم سال جدید تن درستی و شادی و امید و آزادی و رفاه و خنده و خنده و خنده و سفر و پیشرفت و تغییر و تغییر و تغییر و عشق و ایمان و همبسته گی و پاکی و خوبی برای همه به بار آورد. نیکی ها برازنده ی ایرانی باد.

نوروز مبارک

+ نوشته شده در  جمعه دوم فروردین 1387ساعت 3:11  توسط ابوالفضل حسینی  |
  بجستان ورزش همگانی ندارد.

 

گفتن و نوشتن درباره ی ورزش و اثرات مثبت آن بر جسم و روان انسان یکی از بدیهیاتی است که لزومی به ارایه ی اسناد و مدارک علمی در تایید آن نمی بینم. چرا که اگر شما


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 18:49  توسط ابوالفضل حسینی  |
  آگورای شهر من کجاست؟
آن چه در شهر های ما نیست...

در تفکر باستانی یونان در باب شهروندی و شهرنشینی ، فضاهایی تعریف شدند که تجلی گاه دموکراسی به معنای واقعی کلام ایشان بود. این فضاها که محل تلاقی امر خصوصی(اویکوس) و امر عمومی(اکلسیا) است به« آگورا» تعبیر شده است . آگورا صحنه یا فضایی است که محل تلاقی آرا و اندیشه ها با رفتار ها و عملکرد هاست ؛ فضاهای گشاده ای که حد و حصر آن اغلب با سازه ها و بناهای شهری دیگر تعیین می شده و به طور کلی محل مبادلات شهری بوده است ؛ خواه مبادله ی کالاها یا مبادله ی خبر ها و افکار و عقاید. آگورا محلی است که شهروندان از ورای کارهای روزانه ی خود با حضور در آن ،فرصت می یابند با چیزهای تازه ای که در هیچ کجای دیگر امکان برخورد با آن را نمی یابند ، ملاقات داشته باشند. پس آگورا عرصه ای برای آگاهی نیز هست. اغلب ، شهروندان آن چه را که در فضاهای خصوصی به وقوع می پیوندد ، با خود به این عرصه ی عمومی می آورند و این جاست که فرصتی برای آمیزش امر خصوصی و عمومی فراهم می شود. این فضاها در روزگار باستان که ابزار اطلاع رسانی و رسانه های جمعی به معنای امروزی آن وجود نداشته ، کارکرد خبر رسانی و آگاهی بخشی ویژه ای می یافته است ؛ اما در دوران مدرن و در زندگی شهری مدرن نیز نیاز به آگورا از بین نرفته است بل که با برجسته شدن فردیت انسان به عنوان تنها گوهر وجودی قابل اعتنا در عرصه ی اجتماع ، نیاز به آگورایی پدید آمد که به فردیت انسان ها مجال بروز و خودنمایی بدهد. انسان مدرن به خوبی از نقش ابزاری و شکل دهنده ی رسانه ها آگاه است و می داند که رسانه های امروزی بیشتر به عنوان ابزاری برای هدایت و شکل دادن افکار عمومی است و ابزار قابل اعتمادی برای دریافت داده های سره نیست. بنابر این وجود آگورا به معنای عرصه ای که شهروندان به طور بی واسطه امکان برخورد با امر عمومی داشته باشند اهمیت به سزایی پیدا می کند ؛ به خصوص هنگامی که بدانیم در ذات آگورا مفهومی از آزادی و امکان گزینش و انتخاب فراهم است. شاید احساس نیاز شهروند دنیای مدرن به آگاهی از اموری که در پنهان ترین زوایای زندگی خصوصی و یا عمومی اتفاق می افتد باعث شده این فضاها به عنوان فضاهای ضروری در زندگی شهری مدرن تعریف شود و  در معماری شهری  نیز نمود پیدا کند . مثلن پیدایی باغ های مشهور پاریس در قرن های هفدهم و هجدهم ، پس از رهایی اروپا از سلطه ی گمراهی و تاریکی قرون وسطایی ، اسباب تسریع توسعه ی انسانی و اجتماعی شد و مثال خوبی برای آگورا در معماری مدرن شهری است. برج ایفل نیز که در محوطه ی آن می توان از گروه های موسیقی گرفته تا گروه های مذهبی و جلسات مباحثات ادبی و هنری ، از وعده های عاشقان تا نمایش های خیابانی و رقص های نمایشی(performance art ) را دید ، نمونه قابل ذکری از آگورا است. میدان آزادی در شهر تهران ، با توجه به معماری انتزاعی و خاص آن و با توجه به وجود موزه یا نمایشگاهی در مرکز آن و با توجه به اقبال خاص مردم به آن به عنوان فضایی جهت برخورد امر خصوصی و عمومی ، تا حدی ایفاگر نقش آگورا در معماری شهری بود. اجتماعات خود انگیخته ی مردمی در محل این میدان ،به مناسبت های مختلف در طی چند دهه ی اخیر نیز گویای این امر است.ایجاد باغ های ملی در ایران هم تلاشی بود برای فراهم ساختن آگورا.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 3:34  توسط ابوالفضل حسینی  |
  یک اتفاق جالب در بجستان

چندی پیش توسط یکی از دوستان (آقای مهندس ایزد پرست) به جلسه ای دعوت شدم که تا وقتی در آن حضور نیافتم به اهمیت آن پی نبردم . واقیت این است که الان مدت هاست جلسه ی هفتگی یی موسوم به مثنوی خوانی در بجستان برگزار می شود . این جلسه به صورت خود جوش به ابتکار جمعی از فرهنگیان و چهره های فرهیخته و فرهنگی شهر برگزار می گردد و در طی آن هر یک از حاضران چند بیت از مثنوی معنوی مولانا جلال الدین محمد بلخی قرائت می کنند و سپس در باره ی نکته ها و دیدگاه های مطروحه درباره ی آن به بحث می نشینند  که گاهی در این میان مباحث عمیق ادبی و معرفت شناختی و جامعه شناختی شکل می گیرد .جدا از اهمیتی که این نشست هفتگی در باز خوانی میراث فرهنگی و معنوی ما دارد باعث شکل گیری نوعی کنش اجتماعی موسوم به کنش ارتباطی و عقلانیت ارتباطی می شود (آن گونه که یورگن هابرماس مطرح کرده است ) . وباعث تحکیم پایه های تفکر و فراهم شدن امکان درک حضور دیگری و تحمل شنیدن آرای گوناگون می گردد. این جمع گرامی را در این گوشه ی دورافتاده مبارک می دانم و برای همه ی این عزیزان آرزوی پیروزی می کنم.

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 2:31  توسط ابوالفضل حسینی  |
  بجستان میراث بازیافته

سلام به همه دوستان

قبل از هر چیز از جناب مهندس نظرنژاد که برای من کاربر و رمز تعریف کردند تا این افتخار را داشته باشم که در وبلاگ پویای دانش آموختگان بجستان مطلب بنویم سپاسگزاری می کنم . همچنین از مطالب خوب جناب دکتر عبدالهیان، آقایان کریمیان و مرجانی و سایر دوستان و راهنمایی های ارزنده جناب مهندس مسعودی سپاس گزارم.

   شهر ستان بجستان به دلایل متعددی از جای گاه ویژه ای برخوردار است.این  منطقه در طول تاریخ نیز از اهمیت خاصی برخوردار بوده است :

*کشاورزی : بجستان با داشتن بیش از 500 رشته قنات و بستر مناسب برای سفره های آب زیر زمینی همواره از کشاورزی چشمگیری برخوردار بوده است. شاهد آن محصولاتی هم چون انار و زعفران است.  ظاهرن نام بجستان  از « بج » به معنای زه آب و آب پالایش شده می آید (برهان قاطع  ) که نشان گر غنی بودن سفره های زیر زمینی این منطقه است.

 *معادن: ظاهرن در گذشته های دور هم به ارزش معادن این منطقه پی برده بودند . معادن معروف به «شدادی» شاهدی بر این مساله است که جا دارد متخصصان باستان شناسی و زمین شناسی و ... با تحقیقات وسیع و دامنه دار از این راز سر به مهر پرده بردارند .

*فرهنگی: بجستان در نقطه استقای شهر های فردوس –گناباد-کاشمر – بردسکن-طبس-بشرویه-مه ولات واقع شده و این امر باعث مراودات فرهنگی و پرورش روحیات مهمان پذیری و مدارا و مکالمه در مردم این منطقه گردیده است.

* اقتصادی : به همان دلیل مذکور در بالا شهر بجستان در محور راه های مختلف قرار داشته و خواه نا خواه مبادلات تجاری و اقتصادی بسیاری در این منطقه انجام می گرفته است و از لحاظ صنایع بجستان منطقه خودکفایی بوده است .وجود رباط های زین آباد ، فخرآباد ، قاسم آباد ، بجستان ، مرندیز و پل یونسی گواهی بر این مساله است.

شهر بجستان در دوره های مختلف تاریخی از جای گاه ویژه تری برخوردار می شده برای مثال بجستان در دوره تیموریان بسیار پر رونق و مهم بوده است که قطعن با بررسی های دقیق باستان شناسی و تاریخی داده های ارزشمندی در رابطه با ویژه گی های منطقه به دست خواهد آمد. مسجد جامع بجستان شاهدی بر رونق و اعتبار این شهر در آن دوران است . حتا نقل است که شاهرخ میرزا علاقه خاصی به بجستان داشته است.( به گمانم از : گناباد ، خاستگاه حماسه های پنهان- رجبعلی لباف خانیکی).

 

اما سال ها انزوا به دلیل نداشتن راه های مواصلاتی و عوامل بسیار دیگر  ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 1:25  توسط ابوالفضل حسینی  |
Template Design By: M.Nazarnezhad