نقادي هنري است كه اگر در آن ميل به سازندگي موج نزند، اوج بي هنري انساني را به نمايش خواهد گذاشت. داعيه سخنوري ولاف زدن از هر سخنوري ساخته است و هر سخنوري به ساعتي تواند دنيايي را آنچنان تيره و تار بنماياند كه ساختن آن دنيا سالها به طول انجامد. سخنوري به مثابه املاي فارسي است كه درسي را مي خواني و هرچه بهتر از حفظ داشته باشي به نمره بيست نزديكتر خواهي شد. اما سخنداني و دنياي سازندگي، دنياي تجربه هاي ناشناخته است. به دقيقه اي مي توان اثري يا مديري را خراب و نابود كرد اما براي ساختن همان اثر و يا مديري توانمند بايد ماه و سال تلاش كرد.
اينهمه گفتم تا به اين نكته برسم كه يك نقد، فقط زماني سازنده و موثر خواهد بود كه بتوان حداقل نكات زير را در آن رعايت نمود.
1- اگر عملكرد مديري را در حوزه اي نقد مي كنيم حداقل يا دانش و تخصص در آن حوزه و يا تجربه عملي كار در آن مجموعه را داشته باشيم. اگر هيچ كدام از اين دو را نداريم، آنقدر مشكل همه گير و دامن گير مردم شده باشد كه چاره اي جز نوشتن براي انسان باقي نمانده باشد.
2- براي هر ايرادي كه متصوريم، آنچنان كه از هفت زاويه به طرح مشكل مي پردازيم حداقل از 5 زاويه نيز راه حلي براي آن مشكل ارائه دهيم.
3- قبل از پرداختن به نقد هر مديري يك بار به خود اجازه دهيم كه نقد خويش را مدير در ميان بگذاريم. شايد آن مدير نيز حرفهايي براي گفتن داشته باشد كه جواب بسياري از سوالات ذهن پرسان ما باشد.
4- هر سخن وقتي و هر نكته مكاني دارد. به زمان و فضاي ارائه نقد توجه كنيم و همچنين به ميزان اثرپذيري آن بر ذهن مخاطب.
5- وقت نقد يك مدير در دوران مسئوليت وي معنا و اثر بيشتري دارد تا زماني كه مديري به هر دليلي ديگر مسئوليتي متوجه وي نيست. نوشداروي بعد از مرگ سهراب، اگر چه خاصيت خويش را از دست نداده و همچنان شفابخش است، اما ديگر سهرابي را زنده نخواهد كرد!!
6- بپذيريم كه ديكته نوشته شده بي غلط نيست. قطعا هر مدير توانمندي اشتباهات بعضا حتي بزرگي را ممكن است در دوران مسئوليت خويش انجام دهد. پس بهتر آن است كه ابتدا از خوبي هاي يك مدير توانمند سخن بگوييم و در كنار آن به نقد وي بپردازيم. هيچ سازندگي بدون اشتباه امكان پذير نيست مگر آنكه بپذيريم انسان و يا خرد جمعي مصون از اشتباه مي باشد.
7- شالوده فكري خويش را قبل از نقد جدا و مصون از عقده ها و اشتباهات خويش نماييم و حداقل اگر به تن كسي سوزن فرو مي بريم خود توانايي تحمل نيشتري داشته باشيم!!!
متاسفانه يكي از عادات بزرگي كه جامعه روشنفكري و تحصيل كرده گرفتار آن شده، توانا ديدن و متخصص انگاشتن خويش در اكثر علوم و زمينه هاي فكري و عملي است. جامعه بجستان مديران اثرگذار و توانمندي تا به حال به چشم خويش ديده است، اما متاسفانه هميشه در دوراني كه مسئوليتي متوجه اين عزيزان نبوده، سيل انواع نظرات و سخن ها را نثار و بدرقه راهشان كرده ايم. از نماينده دور اول بجستان جناب احمد ملازاده گرفته و مهندس آقاميري تا جناب سيد محمود مدني به عنوان مديران تراز اول حوزه شهرستان گناباد و استان و از مديران جوان و موفق شهري بجستان مانند، قاسم علي اكبرزاده ( رئيس اداره آموزش و پرورش )، حسين كريميان ( عضو شهر بجستان در دوره دوم انتخابات شوراها)، محمد نظرنژاد ( شهردار بجستان ) و مرتضي مرجاني ( شهردار كنوني بجستان) و بسياري از مديران شهري و موفق بجستان كه بنده با توجه به سن و حوزه شناختم از نام ايشان بي اطلاعم همواره با نگاههاي حزبي ، منطقه اي و محلي سيل انتقادات را بدرقه تلاش و همتشان ساخته ايم.
اما اگر منصفانه و به دور از نگاه موافق و مخالف ، نگاه حزبي به كارنامه تمام مديران جوان و موفق شهري بجستان بنگريم ، نقاط روشن و مثبت زيادي در كارنامه كاري تمام اين عزيزان وجود داشته و قطعا هيچ كدام از اين عزيزان نيز كار خويش را عاري از اشتباه تلقي نخواهند كرد.
توجه داشته باشيم كه گاهي بسياري از حرفها در مقام تئوري، تز هاي مديريتي قوي و محكمي هستند كه براي اجرا بايد شكل ، بستر و مجراهاي زيادي پايه گذاري گردد تا به آن مقصود عالي نايل شويم.
به عنوان مثال گفتن اينكه نماينده شهرستان بايد با قشر جوان تعامل داشته باشد و پاي سخنان قشر تحصيل كرده بنشيند، اگر چه كه در مقام تئوري حرف بسيار پسنديده و زيبايي است، اما در مقام عمل با توجه به حوزه فعاليت يك نماينده، كاري تقريبا ناشدني و يا حداكثر محدود به چند جلسه در يك دوره نمايندگي خواهد شد. اساسا اتاق فكر، جمع هاي مشورتي فعال و متعهد، ديدگاه هاي قوي سياسي و اجتماعي در موضوعات مختلف كشوري و شهري در جوامع مترقي بر عهده احزاب، سنديكاها و سازمانهاي خيريه غير دولتي و نظاير اينها است. در حقيقت كار يك نماينده قانون گذاري است.اما متاسفانه امروزه يك نماينده جداي از اينكه براي پيشرفت و توسعه شهري بايد برنامه داشته باشد، بيشترين وقت خويش را بايد صرف ديدار با اين مسئول وآن مسئول دولتي كند تا ريالي بودجه براي اجراي افكار خويش بستاند.
داشتن اتاق فكر و گروههاي مشورتي اگر چه از سوي هر نماينده اي مي تواند شعار خوبي براي جمع آوري آرا به نفع وي باشد، ولي اساسا به علت ضعف اساسي ساختار احزاب و سنديكاها در ايران چندان علمي و اجرايي نخواهد بود و بيشتر جنبه فرمايشي خواهد داشت. كسي با تضارب آرا و ايده ها مخالف نيست، اما كار نماينده جمع آوري آرا و عقيده هاي من و شما نيست. وظيفه اصلي نماينده قانون گذاري و در اولويت بعد سازماندهي وتوسعه شهري كشور و منطقه خويش مي باشد كه امروزه به علت ضعف هاي تشكيلاتي احزاب و گروهها، همه مسئوليت بر دوش نماينده مي باشد. نماينده براي توسعه شهري بايد خود صاحب ايده و نظريه باشد. بنا به وقت محدود خويش از نظريات و تجربيات ديگران استفاده كند، نيم نگاهي به سوي نخبگان شهري داشته باشد، پاي درد دل مردم بنشيند و آنوقت اگر فرصتي پيش آمد خويشتن را از قيد بده و بستانهاي بودجه هاي دولتي رها سازد و فكر خويش را معطوف به وظيفه اصلي خويش كه همانا قانون گذاري است، نمايد. به واقع خيلي از بايدهايي كه در صورت اجراي آنها از سوي مدير مي تواند منشا تصميم گيري و تحولات بزرگي شود، در گير و دار موانع عدم توسعه متوازن شهري در كشور از بين مي رود.
امروزه يك مدير ارشد شهري به جاي آنكه حواسش معطوف به وظيفه اصلي خويش باشد و از اهرم هاي نظارتي خويش به نحو احسن در جهت پيشبرد امور استفاده كند، بايد متوجه اين مطلب باشد كه مبادا سخني بگويد كه ديگر مدير ارشد شهري از آن آزرده خاطر گردد و گرنه در كشاكش جذب بودجه آنچنان كارش به گره خواهد افتاد كه عطاي نظارت را به لقايش خواهد بخشيد.
لذا تا گذار از سوي جامعه اي نيمه حزبي ، گروهي، سنديكايي و نهاد هاي خيريه غير دولتي تا رسيدن به جامعه اي كه در آن احزاب و گروهها معرف عملكرد و تفكر بخشي از افراد شوند، همچنان مشكلات گفته شده فوق كمتر و يا بيشتر پابرجا است.
امروز تفكر ايراني بيشتر قائم به شخص مي باشد تا قائم به گروه و خرد جمعي. به قديمي ترين و ريشه دارترين احزاب كشور نگاه كنيد، مجمع روحانيون مبارز ( سيد محمد خاتمي، موسوي خويني، محتشمي )، جامعه روحانيت ( ايت الله مهدوي كني )، موتلفه اسلامي ( حبيب الله عسكر اولادي، بادامچيان)، سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ( محمد سلامتي، بهزاد نبوي) و .......
پس بياييم اندكي محطاط تر در خصوص مديران توانمند شهرمان سخن بگوييم. شايد خيلي از ايرادهاي ما در مقام تئوري حقيقي ولي در مقام عمل غير اجرايي باشد، براي عبور فاضلاب و يا پسماند آب شهري بجستان شايد استفاده از كانال كشي و لوله كشي راهكار عالي باشد، ولي عدم وجود نقشه هاي دقيق لوله هاي آب ، گاز، كابل هاي برق و تلفن شايد در بسياري از مناطق شهري بجستان را كاري غير عملي به لحاظ اقتصادي نمايد. قرار نيست تمام تئوريهاي شهري و مبلمان شهري بجستان كه تك تك شهروندان محترم بجستان براي كوچه و منطقه خويش دارند، اولا عملي و ثانيا حتي در چندين دوره شدني باشد. بالاخره بايد پذيرفت كه بودجه شهرداري ها و ديگر موسسات اداري در شهرهاي كوچكي مانند بجستان شايد توان عملياتي شدن بسياري از طرح ها و ايده هاي لازم و صواب را ندهد. شهر بجستان بيشتر نيازمند نگاه داشتن مديران تحصيل كرده و توانمند بومي خويش مي باشد تا نقادي هايي كه مي تواند در قالب يك نامه محترمانه به يك مدير ارائه گردد و بسياري از نارسايي ها را مطرح كند. فراموش نكنيم كه تمام مديران شهري بجستان در دسترس هستند و هيچ كدام در جايگاه يك وزير يا مسئول ارشد كشوري نيستند كه براي نقد و بيان اشتباهات آنها بايد روي به نويسندگي در روزنامه ها و وب سايت ها آورد به اميد انكه نظر و يا نقد ما به گوش مسئولين رسانده شود.
به اميد موفقيت تمامي شهروندان عزيز شهرستان بجستان.